تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار الحكم في المفتتح والمختتم (فارسى) — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩
نوعيّه و از امكان او ، هيولاى عناصر پديدار آمد ، و در او ، به سبب بعد از ينبوع نور و به سبب غول در تنزّل از مقام وحدت و بساطت كثرت ، جهاتى از وجوه ديگر هست كه وافى است به كثرت صور نوعيّهء عنصريّه كه به تفصيل در كتب قوم مرقوم است . اين ، طريقهء مشائين بود ، در صدور كثير از واحد . و امّا طريقهء حكماى اشراق ، آن است كه به اشارت و صراحت گذشته كه : عقول را « كثرت » وافره‌اى است ، لا تعدّ ، و طبقه مترتّبه و طبقهء متكافئه دارند كه از « نور الانوار » انوار قاهره - كه عقول‌اند - مبلغى آمد ، خواه عشره و خواه عشرين ، و معيار آن است كه از اصطكاكات و تنزّلات ، به جائى رسند كه از انوار قاهره ، نور قاهر فايض نشود ، سلسله مترتّبه انجام گيرد ، مثل نور شمس كه از آن ضيائى و نورى و ظلّى آيد و تمام شود . پس ، از هر عقلى و نور قاهرى ، يكى بيش نيامد ، و نوبت فيضان را به اظلال كه اجسامند ، ندهند چنان كه در طريقهء مشّائين است كه - مثلا - گويند : از عقل نخستين ، « فلك الافلاك » آمد ، با عقل دوّمين ، بلكه به جاى افلاك و عناصر ، عقول عرضيّه و ارباب انواع ، از طوليّه فايض شدند . و به جاى « وجوب » و « امكان » و وجود « ماهيّت » در كثرت جهات ، چنين گويند كه : چون حجابى در مفارقات نيست و مختصّ است حجاب ، به ابعاد و احجام و برازخ و اجسام ، پس هر عالى را بر سافل ، اشراقى است بلا واسطه و با واسطه ، آنجا كه واسطه يا وسايط است . و « نور الانوار » را بر همه انوار قاهره ، اشراق است بدون واسطه و به واسطه ، چنان كه در اشراق شمس عالم شهادت ، بر مرآت ، و از آن ، بر آب و از آن ، بر ديوار . پس ، اينها اشراق شمس را بدون واسطه دارند و بعضى ، اشراق او را و اشراق نور او را با واسطه نيز دارند و از اشراق روحانى عقل ، « مثل » او - به سكون ثاى مثلّثه ، يا به فتح آن - پديد آيد ، چون از اشراق عقل بر نفس ، عقل آيد . مثال ديگر : وراى شمس ظاهر ، از اشراقات روحانيّه و عقليّه ، اشراق نور اقهر ابهر واجب تعالى ، بر عقل كل و از آن بر عقل فعّال و « روح القدس » و از آن ، بر عقل بسيط انسانى و از آن بر عقل تفصيلىاش .
اسرار الحكم في المفتتح والمختتم (فارسى) — صفحة 249 | ملا هادي السبزواري / كريم فيضى