باب دوّم در معرفت صفات و در آن ، چند فصل است :
چون برخى از [ مباحث و مسائل ] علم توحيد [ را ] آورديم ، شروع كنيم در ذكر شطرى از علم اسماء و صفات كه بعد از علم توحيد ، اشرف « 1 » از علم « اسماء » و « صفات » ، علمى نيست . پس گوئيم : خدا را دو گونه صفات است كه بلا تشبيه به مثابهء دو گونه اوست :
يكى : صفات جمال .
و ديگرى : صفات جلال .
و به عبارت ديگر :
صفات ثبوتيّه و صفات سلبيّه .
و در نزد عرفاء ، دو تقسيم ثنائى ديگر [ نيز ] هست ، سواى اين تقسيم ، به : صفات « لطفيّه » و صفات « قهريّه » . و ديگرى ، تقسيم به : صفات « تنزيهيّه » و صفات « تشبيهيّه » . و باز گوئيم : صفات ثبوتيهء خدا ، سه قسم است ؛ يكى : حقيقيّهء محضه و دوّم : حقيقيّهء ذات اضافه ، و سيّم : اضافيّهء محضه . امّا صفات جمال آن است كه تجمّل و بهاء ذات ، به [ سبب ] آنهاست ، چون « علم » و « ارادت » و « قدرت » و مانند اينها . و امّا صفات جلال آن است كه تجليل و تمجيد ذات اقدس به آنها كنند ، چون :
« سبّوح ، قدّوس ، ربّ الملائكه و الرّوح » « 2 » ، چه قدّوسيّت و سبّوحيّت ، تنزّه از مواد و عوارض جسمانيّه است ، بلكه از ماهيّت ، پس صفات جمال ، با صفات ثبوتيّه يكى است و صفات جلال [ نيز ] با سلبيّه ، چه به سلوب كه گوئى : « ماهيّت » ندارد و
هامش
( 1 ) - شريفتر .
( 2 ) - « بحار الانوار » ، ج 95 / 410 .