و آب مضاف - [ و ] آن آبى است كه آن را مع الاطلاق آب نتوان گفت ؛ بلكه اطلاق آب را بر آن ، با قيد يا قرينه نمايند - چون گلاب و آب هندوانه و خيار و نحو آنها - پاك است ؛ امّا پاككننده نيست از حدث و نه از خبث ، و به مجرّد ملاقات نجاست ، نجس مىشود ؛ هر چند اضعاف كرّ باشد .
( امّا آنچه مستعلى بر محلّ ملاقات باشد ، - چنانچه گلاب را از شيشه به دست يهودى ريزند - فوق محلّ ملاقات ، نجس نمىشود ؛ و سيّد المحقّقين ، استاد علّامه « 1 » - رفع اللّه مقامه - آن را متّفق عليه ما بين علماى سابقين دانسته ، محلّ خلاف نمىدانند « 2 » و ظاهرا سيرهى جاريه بين المسلمين نيز دلالت بر آن دارد ) « 3 » .
و هرگاه آب مطلق ، به آب مضاف ، مشتبه شود ، و قادر بر آب مطلق نباشد ، به هر يك از آنها وضو يا غسل را به عمل آورد ، تا يقين به استعمال آب مطلق نمايد ، و همچنان تكرار لازم است در ازالهى نجاست به آن .
هامش
( 1 ) - منظور علّامه سيد مهدى بحر العلوم نجفى استاد مرحوم مؤلّف و صاحب منظومهى فقهى الدرّة النجفيّة مىباشد .
( 2 ) -و ما علا فكان فوق الوارد * فهو على الطهر بقول واحد .( الدرّة النجفيّة ، ص 3 )
( 3 ) - حاشيهى موجود در نسخهى ( ص ، غ ، ع ) .