بود ، زيرا كه صداى وحى خدا كه بر حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله نازل مىشد او مىشنيد ، چنان چه خود فرموده ، در وقتى كه شما ملازمت مىنموديد بر سجده كردن و پرستيدن عزا و منات هر دو ، كه بت بزرگ قريش بودند ، و اين خطاب با جمعى است كه غصب خلافت آن حضرت كردند مانند أبو بكر و عمر .
بكيت لرسم الدار من عرفات * و أذريت دمع العين بالعبرات
اين مطلع دوم اين قصيده است ، يعنى : گريستم براى آثار خانهء خراب آن پيغمبر ، كه ايشان را از آنجا دور كرده بودند ، و منافقان جاى ايشان را غصب كرده بودند در عرفات ، و پاشيدم آب چشم خود را به گريهكردنها .
و بان عرى صبرى و هاجت صبابتى * رسوم ديار قد عفت و عرات
يعنى : و بريده شد حلقهاى صبر من ، و به هيجان آمد شوق من ، به سبب نشانههاى منزلها و خانهها كه اثر آنها محو شده بود و چول و ناهموار شده بودند .
مدارس آيات خلت من تلاوة * و منزل وحى مقفر العرصات
يعنى : و آن خانهها محل درس گفتن آيهء چند بود كه اهل بيت رسالت در آنها تفسير آيات مىفرمودند ، و اكنون به سبب جور مخالفان خالى شدهاند آنها از تلاوت قرآن ، چه جاى تفسير آن ، و محل نزول وحى الهى بود ، و اكنون عرصههاى آن از عبادت و هدايت خالى و ويران و بيابان شده است .
لآل رسول اللّه بالخيف من منى * و بالبيت و التعريف و الجمرات
يعنى : آن خانهها از آل رسول خدا بود صلوات اللّه عليهم در خيف يعنى مسجد منا ، و در خانهء كعبه و در عرفات و در جمرات منا .