صاحب آن ملك است ، و حاصل سنوات را مىرسد كه از مرتهن بگيرند ، مگر آن كه شرعا صورتى داده باشد ، مثل آن كه ملك راهن را به صاحب زر كه مرتهن است به قليلى اجاره بدهند ، و او را نيز وكيل در تجديد اجاره به قدر مذكور كنند مادامىكه مشغول الذمهء حق او باشد ، و صيغهء اجاره به قانون شرع گفته باشد ، مثل اين كه صاحب زمين بگويد كه اين ملك را به تو اجاره دادم مثلا در مدت دو سال به مبلغ يك شاهى ، صاحب زر بگويد كه قبول اجاره كردم به مبلغ مذكور .
مسألهء 185 - :
هرگاه كتابى خريده باشم ، و از بعضى علامات مظنهء اين شود كه وقف باشد ، و صاحبش مىگويد كه وقف نيست ، و شخصى مىگويد كه من از قدر قيمت كمتر به شما مىدهم و كتاب را وقف مىكنم ، و اگر علم به وقفيت بهم رسد و صاحبش بىپروا باشد و قيمت را هم نمىدهد چه بايد كرد ؟
جواب :
تا علم يقينى حاصل نشود به وقفيت قصور ندارد ، و اگر وقفيت ثابت شود قيمت از ديگرى گرفته صورت ندارد ، و در صورت علم به فقيه بايد داد تا ضبط كند .
مسألهء 186 - :
هرگاه كسى وصيت كرده باشد كه كتابهاى حديث را وقف كنند ، و كتابهاى مقدمات را به فروشند و كتاب حديث بگيرند و وقف كنند . و بعضى از اجزاى حديث باشد كه صرفه نداشته باشد تمام كردن ، آيا مىتوان فروخت عوض كتاب درست گرفت كه وقف شود چون صرفه در اين است ؟
جواب :
هرگاه وصيت كرده باشد كه حديث را وقف كند تغيير دادن آن مشكل است ، همان اجزا را وقف كنند