تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيست و پنج رساله فارسى (فارسى) — صفحة 598

مساهمون:

ص٥٩٨

مسألهء 167 - :

هرگاه كسى در ملك مشترى مشاع بدون اذن شركا باغى به سازد ، و چون اشجارها به بار رسد شركا يا بعضى از آنها گويند كه رسد مرا از باغ بده ، و صاحب باغ گويد به قدر رسد خود از زمين غير باغ بگير كه بهتر از زمين باغ باشد ، يا قيمت زمين باغ را به قدر رسد زياده ارزش بگير ، آيا آن شريك مىتواند گفت كه رسد خود را از هر جزئى از اجزاى باغ از زمين اشجار ميوه مىخواهم يا ميوه و درختهاى خود را بكن و زمين مرا واگذار .

جواب :

موافق مشهور حكم غاصب دارد ، و شركا مىتوانند گفت حكم ازالهء اشجار و اعيان آن كرد . و اگر زمين باشد كه مساوى الاجزاء و قابل قسمت اجبارى باشد ، شايد توان گفت كه الحال قسمت كنيد ، و بعد از قرعه آنچه به قسمت او بيفتد ازاله نتوان كرد .

مسألهء 168 - :

متعارف است كه ملكى كه مشاع است ميان چند برادر مثلا ، بعضى از آنها درختى مىكارد و باقى نيز مطلع‌اند ، و در آن وقت مذكور نمىشود كه به جهت خود كاشته يا به جهت جميع ، و آخر ميان ايشان يا ورثهء ايشان نزاع واقع مىشود ، در چنين صورتى حكم چيست ؟

جواب :

آن شخص كه كاشته است درخت را درخت مال او است ، كسانى كه دعوى مىكنند كه ما نيز شريكيم بايد ثابت كنند شراكت خود را ، و مىرسد ايشان را كه صاحب درخت يا ورثهء ايشان را قسم دهند كه به قصد شراكت نكاشته ، و اكثر شركا مدعى باشند كه اذن نداده‌اند ، و بنا بر اذن اگر خواهند درخت را از ملك مشاع به كنند بايد تفاوت قيمت آن را افتاده و صحيح بدهند .