تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسخ جوان شيعى به پرسشهاى وهابيان — صفحة 96

مساهمون:

ص٩٦

گردن‌ها كشيده شد و هر فردى آرزو مىكرد كه همان فرد باشد ، كه پيامبر او را ستود و ناگهان فرمود : بگوييد على بيايد . على عليه السلام آمد ، در حالى كه از درد چشم مىناليد . پيامبر با آب دهان ، چشم او را متبرّك ساخت و بهبود بخشيد و پرچم را به او داد و او آن قلعه را فتح كرد . ج ) وقتى آيهء مباهله نازل گرديد و قرار شد كه طرفين زنان و كودكان و افراد بسيار نزديك خود را براى مباهله فرا بخوانند ، پيامبر صلى الله عليه و آله على و دخت گرامىاش فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام را فرا خواند و گفت : « اللّهمّ هَؤلَاءِ أَهْلِي . . . » . « 1 » اكنون مىپرسيم : كسى كه چنين فرد برجسته‌اى را دشنام مىدهد و واعظان دربارى را وا مىدارد كه به وى دشنام دهند ، فردى مسلمان است ؟ خوب است در اين باره ، از زبان نويسندهء تفسير « المنار » بشنويد كه مىنويسد : « در شهر استانبول مجلسى برپا شد و يكى از بزرگان كشور آلمان ، در حالى كه يكى از شرفاى مكه نيز آنجا بود ، چنين گفت : بر ما مردم اروپا لازم است مجسمهء طلايى معاوية بن ابى سفيان را در بزرگترين ميدان‌هاى برلين نصب كنيم ! حاضران گفتند : چرا ؟ گفت : به خاطر آن كه او نظام حكومت اسلامى را كه بر اساس دموكراسى بود ، به نظام سلطنتى موروثى برگرداند و اگر چنين نبود ، اسلام جهان را مىگرفت و مردم آلمان و تمام ملل اروپايى پيروان دين اسلام مىشدند . » « 2 »

هامش
( 1 ) . صحيح مسلم ، كتاب فضائل الصحابه ، باب فضائل على ، حديث 2404
( 2 ) . المنار ، ج 11 ، ص 260
پاسخ جوان شيعى به پرسشهاى وهابيان — صفحة 96 | محمد طبرى