پذيراى اين مسموميت بودند و اين كار به خاطر پيشبرد مقاصد اسلام بود . ولى در مواردى كه در خانهء خود مسموم شدند ، به خاطر اين است كه آگاهى آنان از غيب در گرو خواست و ارادهء آنها بوده است . اگر وضعيت ايجاب مىكرد ، از اين علم و آگاهى بهره مىگرفتند . در روايات هم آمده است كه : « إِنَّ الْإِمَامَ إِذَا شَاءَ أَنْ يَعْلَمَ عُلِّمَ » ، « 1 » بنابراين ، ممكن است در اين موارد ، از اين علم غيب بهره نگرفتهاند ، شايد هم مصلحت نبوده است . بنابراين ، آگاهى پيامبر و امام از غيب ، مانند كسى است كه نامهاى همراه دارد و هرگاه بخواهد از محتواى آن آگاه گردد ، مىتواند بگشايد و از مضمونش آگاه گردد . اگر پيامبر و امام در مواردى هدف تير حوادث ناگوار و مصايب قرار مىگرفتند ، به خاطر آن بود كه روى مصالحى نمىخواستند به علمى كه در كانون وجود آنان هست توجه كنند و مصلحت الهى اقتضا مىكرد كه در اين موارد از اختيار خود بهرهمند نشوند . اگر هم به آن علم توجه مىكردند ، چون تسليم محض خواست خدا بودند ، به استقبال شهادت مىرفتند . پاسخ اين پرسش ، با مراجعه به رواياتى كه در بارهء علم شخصيتهاى الهى وارد شده ، به سادگى به دست مىآيد . در اين مورد به كتابهاى نامبرده در پاورقى مراجعه فرماييد . « 2 »
پاسخ جوان شيعى به پرسشهاى وهابيان — صفحة 60
مساهمون: محمد طبرى
ص٦٠
هامش
( 1 ) . الكافي ، ج 1 ، ص 258
( 2 ) . در كتاب مفاهيم القرآن ، ص 337 و آگاهى سوم ، صص 235 - 212 برخى از اين پاسخها به گونهاى وارد شده است .