فَالْجَوْرُ عَلَيْهِ أَضْيَقُ » . « 1 » « به خدا سوگند هرگاه به اموال نامشروع و غارت شده از بيتالمال ، صداق زنان قرار گيرد و كنيزان با آن خريدارى شوند ، من آن را به بيت المال باز مىگردانم ؛ زيرا در عدل و داد گشايشى است و هركس عدل و داد براى او ناخوشايند باشد ، ستم و بيداد برايش ناخوشايندتر است . » گرد آورندهء پرسشها ، سخن امام را به طور كامل نقل نكرده است . براى روشن شدن اين حقيقت كه چرا حضرت دعوت و بيعت مردم را نپذيرفت ، ناگزيريم سخن امام عليه السلام را بهنحو كامل نقل كنيم : « مرا واگذاريد و ديگرى را بجوييد . ما به استقبال كارى مىرويم كه داراى رويهها و رنگهاى گوناگون است . دلها برابر آن بر جاى نمىماند و خردها پايدار نخواهند بود . همانا كران تا كران را ابر فتنه پوشيده و راه روشن ، تيره و ناشناس گرديده است . بدانيد كه اگر من درخواستتان را بپذيرم ، شما را بر اساس آنچه خود مىدانم خواهم برد و به گفتهء اين و آن و سرزنش سرزنش كنندگان گوش نخواهم داد . » « 2 » حضرت در اين كلام ، گوشهاى از حقايق و وضعيت حاكم بر آن عصر را شرح مىدهد و روش و منش خويش را در ادارهء حكومت را ارائه مىكند . برخى از ويژگىهاى حاكم بر جامعهء آن روز ، عبارتاند از :
پاسخ جوان شيعى به پرسشهاى وهابيان — صفحة 50
مساهمون: محمد طبرى
ص٥٠
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، خطبه 15
( 2 ) . نهج البلاغه ، خطبه 92