ولى تقيه براى خود حدود و مرزهايى دارد . اگر كار به جايى رسيد كه اصل دين در معرض نابودى قرار گرفت يا پاى گناهانى ، مانند ريختن خون مؤمن و يا مبارزه با اولياى خدا در ميان آمد ، تقيه در اين موارد حرام است . سخن حضرت در اين حديث ناظر به اين موارد است كه تقيه روا نيست .
جملهء « . . . خَيْرٌ مِنْ حَيَاةٍ فِي مَعْصِيَةِ اللَّهِ » اشاره به همين حدود است .
اتفاقاً معاويه شش ماه پس از اين سخنرانى امام ، بر سراسر كشورهاى اسلامى مسلّط شد . باطل گرايان را مقرّب ساخت و به آنان اموال فراوانى بخشيد و حق طلبان را در هرگوشه و كنارى مىجست و نابود مىكرد .
حضرت دربارهء اين زمان مىگويد : مبادا با آنها همراه شويد و در جنايات آنها شركت كنيد .
از اين رو است كه شيعيان در اين مورد با معاويه همراهى نكردند .
هرچند بر چوبهء دار آويخته ، يا به صورت گروهى كشته شدند ؛ مانند حجربن عدى .
پاسخ جوان شيعى به پرسشهاى وهابيان — صفحة 224
مساهمون: محمد طبرى
ص٢٢٤