لحىّ سرور خزاعه « 1 » بود هنگامى كه كليددار خانهء كعبه شد ، چه او به شام سفر كرده و از آنجا بتپرستى را به مكه ارمغان آورد ، خصوصاً از ثمودىها كه هبل و لات و منات و ديگر بتها را مىپرستيدند و نقشهاى موجود بر آثار آن گواه است ، و قبائل عرب در بتپرستى از عمرو بن لحىّ پيروى كردند و هر تيرهاى بت خود را آوردند و در كعبه نهادند . و با اينكه بتپرستى ميان عرب شايع شد از بتپرستى ديگر اقوام ضعيفتر بود زيرا عرب بتها را مانند بتپرستان چين و هند و روم و مصر و ديگران معبود اصلى نمىدانستند بلكه پرستش بتان را وسيلهء تقرب به خداى متعال مىدانستند . خانهء كعبه پيوسته بر اين وضع بود تا اينكه رسول خدا صلى الله عليه و آله در سال هشتم هجرت مكه را فتح كرد و وارد مسجدالحرام شد و على عليه السلام را فرمود به شانهء او برآيد و بتهايى را كه بر كعبه بود بيفكند و آن جناب به شانههاى آن حضرت بر آمد و بتها را برانداخت .
فلسفه و اسرار حج (فارسى) — صفحة 175
مساهمون: شيخ محمد امامى خونسارى
ص١٧٥
هامش
( 1 ) . ( خزاعه ) پسر عمرو و پدر قبيله بزرگى از عرب جنوب بوده ، ساليان درازامارت مكه معظمه و كليددارى خانه با قبيله جرهم بود و ايشان عرب يمنى بودند ، و دختر مضاض بن عمرو جرهمى كه زوجه جناب اسماعيل عليه السلام است از اين قبيله است ، تا اينكه بنى خزاعه از يمن آمده و پس از جنگى سخت شهر مكه و كليددارى خانه را متصرف شدند ، و بالاخره شرافت كليددارى و امارت از ايشان به قصى ابن كلاب ابن مره بزرگ قريش انتقال يافت ، در ايام سرورى بنىخزاعه هنگامى كه نوبت به عمر و بن لحى رسيد و آن در حدود 370 سال قبل از اسلام است ، خداپرستى و دين پاك ابراهيم خليل عليه السلام و احترام خانه را آلوده كرد .