آينده به يكى از بيوتى كه أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ مبدل خواهد گرديد و اگر اين در و ديوار امروز جنبهء شخصى دارد ، فردا محل تسبيح و تحليل مردانى خواهد شد كه لاتُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَ لابَيْعٌ عَنْ ذِكْرِاللَّهِ . . . و اگر امروز اين خانه مطمح انظار و مورد توجه عامه مردم نيست بمرور زمان ، مهبط ملائكه و محل نزول فرشتگان و مورد رحمت و بركت خداوند متعال خواهد گرديد . مگر نه اين است كه روزى مسجد پيامبر و محل تربت پاك او نيز در چنين شرايطى بود قرار داشت . چگونه ممكن است پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله از حادثهاى كه پس از صد و پنجاه سال در يكى از ميادين مدينه واقع مىشود سخن بگويد و اهميت آن را گوشزد كند و توجه صحابه و مسلمانان را به شخصيت نفس زكيه جلب و احجار زيت را كه غرق در خون خواهد گرديد پيشاپيش در اذهان تجسيم و ترسيم نمايد ، اما از مدفن چهار تن از ائمهء اهل بيت خويش كه علت مبقيهء اسلام و حفظهء اسرار خداوند و رحمت موصوله و آيت مخزونهء او هستند ، سخن نگويد ! چگونه ممكن است پيامبر خدا با پياده شدن از مركب خويش و نماز خواندن در بيابان فخ و اعلان شهادت يكى از فرزندانش كه پس از صد و شصت سال اتفاق مىافتد نام اين بيابان و خاطرهء اين حادثه را زنده و جاويدان سازد اما خاطره و ياد جايگاهى را كه ابواب ايمان و امناء رحمان و ائمهء معصومين در آن خواهند آرميد ، بفراموشى سپارد ؟ ! خلاصه : بهعقيدهء نگارنده با توجه به نمونهها و شواهد ياد شده ، رسول خدا صلى الله عليه و آله كه از طريق گفتارش ائمهء هدى رامعرفى مىنمود و مىفرمود : « مِنْ وُلْدى أَحَدَ عَشَرَ نَقيبَاً نُجَباءُ مُحَدِّثُونَ » « 1 » و « يَكُونُ اثني عَشَرَ امِيراً كُلُّهُمْ مِنْ قُرَيْش » « 2 » با موقف قرار دادن كنار خانهء عقيل مىخواست اين خانه را عملًا به مسلمانان معرفى و توجه آنان را به عظمت و اهميت اين مكان شريف جلب نمايد و به امت اسلام اعلام كند كه اين جايگاه در آينده يكى از كانونهاى مهم توحيد و معرفت خواهد گرديد و تا قيامت به صورت يكى از
تاريخ حرم ائمه بقيع (ع) و آثار ديگر در مدينه منوره (فارسى) — صفحة 77
مساهمون: محمد صادق نجمى
ص٧٧
هامش
( 1 ) . اصول كافى ، ج 1 ، ص 534
( 2 ) . صحيح بخارى ، ج 9 - كتاب الفتن باب الإستخلاف و كتاب الاحكام - صحيح مسلم ، ج 6 ، كتاب الامارة .