قطعى اسلام كه خداوند متعال را از هر نوع جسم و جسمانيت تنزيه نموده ، و بر خلاف شعار قرآن مجيد كه « لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَىْء » و بر خلاف تلاش متكلّمين و فلاسفهء اسلامى كه در طول ساليان دراز به نقد تجسيم پرداخته و معتقدين به جسم و ماده بودن خداوند را خارج از حوزه و حيطهء اسلام معرفى نمودهاند و بزرگترين دليل بر تحريف تورات فعلى ، آن بخش از آيات آن را دانستهاند كه خدا را موجود جسمانى مىداند و به زمين مىآورد و به خيمه يعقوب عليه السلام وارد مىكند تا با او كشتى بگيرد . « 1 » آرى ، ابن تيميه براى خداوند مكان و جهت قائل شده و او را در بالاى عرش قرارش داده كه فقط در اوقات خاصى به آسمان پايين فرود مىآيد . به عقيدهء او خداوند قابل رؤيت است و در روز قيامت با همان چشم مادى او را خواهيم ديد . ابن تيميه اين عقيدهء خود را براى اولين بار در سال 698 ق . در مسجد دمشق و در سخنرانىهايش اظهار و اعلان نمود كه موجب خصومت و نزاع و تشنج و بلوا در دمشق گرديد و خشم علما و فقها را برانگيخت . و دامنهء آن تا قاهره و اسكندريه كشيده شد . حاكم دمشق براى حفظ آرامش و بهطور موقت به اين شورش پايان داد ولى اين آرامش گذرا و مانند آتش زير خاكستر بود ؛ زيرا در سال 705 ق . اين شورش و بلوا در اثر طرح مجدد عقيدهء تجسم به وسيلهء ابن تيميه و به صورت حادى پديدار گرديد . و لذا از طرف علما و قضات مصر براى كشف حقيقت قضيه ، ابن تيميه به قاهره فراخوانده شد و پس از بحث و مناظره بر انحراف او حكم صادر و به مدت يك سال و نيم زندانى شد . و پس از آزادى از زندان قاهره به اسكندريه تبعيد گرديد سپس به دمشق مراجعت نمود .
تاريخ حرم ائمه بقيع (ع) و آثار ديگر در مدينه منوره (فارسى) — صفحة 42
مساهمون: محمد صادق نجمى
ص٤٢
قبل از ورود به اصل موضوع ، لازم است به اين پرسش پاسخ داده شود كه انگيزه
هامش
( 1 ) - در اين بحث به جلد اول كتاب بيان ترجمه نويسنده با همكارى آقاى هريسى مراجعه شود .