سخن بورخارت
بورخارت مسيحى كه در سال 1915 ميلادى و در آستانهء تسلّط سعودى ها بر حجاز در زىّ يك مسلمان در موسم حجّ شركت نموده و مطالب فراوانى از مشاهدات خود و گاهى تحليل هاى نادرستى را در سفرنامهاش منعكس ساخته است ، به اين مراسم اشاه مىكند و مىنويسد : « رسم اهالى مدينه اين است كه هر سال يك بار از شهر خارج و سه روز متوالى در دامنهء كوه احد اجتماع مىكنند و در اين مدّت به سياحت و شادمانى مىپردازند . » « 2 » همانگونه كه پيشتر ملاحظه كرديد ، هدف از اين اجتماع در ماه رجب ، عبادت و زيارت بوده نه جشن و سياحت كه بورخارت اين جهانگرد غربى با برداشت و بينش خود مطرح نموده است .
چادرهايىكه در اين مراسم برافراشته مىشد
لبيب بتنونى مصرى نيز كه پيش از تخريب آثار مدينه به حجّ مشرّف شده ، در سفرنامهاش عكسى از حرم حضرت حمزه ارائه مىكند كه در اطراف آن چادرهاى زيادى برافراشته شده و در زير آن عكس ، اين جمله را مىنويسد : « مسجد سيّدنا حمزة وحوله زوّار المدينة » ؛ « 3 » « اين حرم حضرت حمزه است كه در اطراف آن چادرهاى زائران مدينه ديده مىشوند . »