تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ حرم ائمه بقيع (ع) و آثار ديگر در مدينه منوره (فارسى) — صفحة 301

مساهمون:

ص٣٠١
و در منزل وى كه به مناسبت تشكيل مجلس روضه ، عدّه‌اى از علماى معروف نيز حضور داشتند سؤال مورد نظر را مطرح ساختم . گر چه پس از گذشت بيش از بيست سال از ماجرا ، حافظه‌ام براى ذكر جزئيات مطالبى كه ايشان پيرامون اين حادثهء جالب بيان نمودند يارى نمىكند ، ليكن خلاصهء گفتار ايشان در تأييد و تثبيت اين خبر بود كه هم براى حاضران و هم براى حقير اطمينان بخش و جالب بود ، به طورى كه در صحت موضوع جاى شك و ترديد باقى نمىگذاشت و بدينگونه خبر اين حادثه به وسيلهء يكى از افراد مطلع و معتمد مورد تأييد قرار گرفت .

تأييد ديگر :

در سال بعد ( 1354 ش . ) باز هم توفيق تشرف حاصل گرديد و در آن سال از مسائلى كه در مدينه منوره توجه مرا به خود مشغول كرده بود ، جريان انتقال پيكر اسماعيل به داخل بقيع و مدفن جديد وى بود . در خارج بقيع هر بيننده‌اى متوجه مىشد كه از بقعهء اسماعيل - كه تا سال 1353 ش . ( : 1394 ق . ) در كنار خيابان و در جوار بقيع قرار داشت ديگر اثرى باقى نمانده است .

اسماعيل در كجا دفن شد ؟

در همين روزها كنار قبور شهداى حره واقع در بقيع ، كه در ميان عوام به « شهداى احد » معروف است ، مشغول خواندن زيارت و عرض ارادت و احترام بودم كه متوجه شدم در فاصلهء چند قدمى ، يكى از زيارتنامه خوانهاى بومى ، با گروهى از زائران آفريقايى در كنار قبرى ايستاده و با صداى بلند مىخواند : « السَّلامُ عَلَيكَ يا اسْماعِيل بن الإمام جعفر الصادق . . . » ، به سرعت به طرفش رفتم و دستش را گرفته ، گفتم : « سال قبل كه ما مشرف بوديم قبر اسماعيل را در بيرون بقيع زيارت كرديم شما چطور اين محل را به عنوان قبر وى معرفى مىكنيد ؟ ! پاسخ داد : آرى قبر وى قبلًا در همان محل بود ولى در توسعه و زير سازى خيابان ، پيكر او را سالم يافتند و به همين محلّ منتقل و در اينجا دفن نمودند .
تاريخ حرم ائمه بقيع (ع) و آثار ديگر در مدينه منوره (فارسى) — صفحة 301 | محمد صادق نجمى