فقال مهلًا يا عمر دعهن يبكين ) . « 1 » 3 - باز احمد بن حنبل نقل مىكند كه عدهاى از زنها در تشييع جنازهاى گريه مىكردند ، عمر آنها را منع نمود ، رسول خدا فرمود : به حال خودشان واگذار ؛ زيرا عزيز خود را تازه از دست دادهاند ، قلبشان اندوهگين و چشمشان گريان است ؛ ( دعهنّ فان النفس مصابة والعين دامعة و العهد حديث ) . « 2 » 4 - و بخارى در صحيح خود اشارهاى دارد به عكس العمل خليفهء دوم در مورد زنانى كه در مرگ ابوبكر گرد آمده بودند . او مىگويد : « وقد أخرج عمر اخت ابيبكر حين ناحت » . « 3 » مشروح اين جريان را طبرى چنين نقل مىكند : در مرگ ابوبكر عايشه مجلس عزايى بر پا نمود ، عمر شخصاً به در خانهء او آمد و شركت كنندگان را از گريه كردن بر ابوبكر منع كرد ، آنها چون به گفتار عمر گوش ندادند ، به هشام بن وليد دستور داد وارد خانه شود و دختر ابىقحافه را به نزد وى بياورد . عايشه به هشام گفت : « به خدا سوگند در اين صورت خانه را بر سرت ويران خواهم كرد » عمر مجدداً به هشام دستور داد تا داخل خانه شد و امر خليفه را اجرا و امّ فروه ، خواهر ابوبكر ، را در نزد وى حاضر نمود . عمر چند ضربه تازيانه بر پيكر امّ فروه نواخت كه ساير شركت كنندگان با ديدن اين صحنه مجلس را ترك نموده و متفرق شدند ( فاخرج أمّ فروة أخت أبي بكر الى عمر فعلاها بالدرة فضربها ضربات . . . ) « 4 » ابنابىالحديد مىگويد : اوّلين كسىكه عمر در دورانخلافتش با تازيانه زد « امّ فروه » دختر ابىقحافه بود ؛ زيرا وقتى ابوبكر از دنيا رفت ، زنان بر وى گريه و شيون مىنمودند ، عمرچندين بار آنها را نهىنمود و چون آنان به گريهء خود ادامه دادند ، ام فروه را از ميانشان
تاريخ حرم ائمه بقيع (ع) و آثار ديگر در مدينه منوره (فارسى) — صفحة 217
مساهمون: محمد صادق نجمى
ص٢١٧
هامش
( 1 ) مسند احمد بن حنبل ، ج 1 ، ص 335 ؛ طبقات ، ج 8 ، ص 73 ؛ سير اعلام النبلاء ، ج 2 ، ص 252 ؛ وفاء الوفا ، ج 3 ، ص 894 .
( 2 ) مسند احمد بن حنبل ، ج 2 ، ص 333 .
( 3 ) صحيح بخارى ، ج 3 ، ص 243 ، كتاب الخصومات ، باب اخراج اهل المعاصى .
( 4 ) تاريخ طبرى ، حوادث پس از مرگ ابوبكر ( سال 13 ) .