تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ حرم ائمه بقيع (ع) و آثار ديگر در مدينه منوره (فارسى) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢

« و غار نساء رسول‌اللَّه ، واشتدّ عليهنّ حين رزق منها الولد » ؛ « 1 » « بعضى از همسران پيامبر نسبت به ماريه حسد ورزيدند مخصوصاً آنگاه كه داراى فرزند شد . » و صاحب طبقات نقل مىكند : « پيامبر خدا ماريه را از محيط زندگيش دور ساخت ؛ زيرا تحمّل وى براى همسران آن حضرت سخت بود و آنان حسد ورزيدند اما نه مثل عايشه . « 2 » و باز در طبقات و ساير كتب تاريخ ، از خود عايشه نقل شده است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله يك روز ابراهيم را به نزد من آورده ، فرمود : « عايشه ببين اين طفل چقدر به من شبيه است » گفتم هيچ شباهتى به تو ندارد ، فرمود : چقدر ( مانند من ) سفيد و چاق است » گفتم طفلى كه شير گوسفند بخورد چاق و سفيد مىشود . « 3 » بهرحال ابراهيم در ميان قبيلهء بنىمازن و در محل مشربه متولد گرديد و سلمى همسر ابو رافع مامايى او را به عهده گرفت و لذا اولين كسىكه مژدهء ولادت ابراهيم را به رسول خدا رسانيد ابو رافع بود و آن حضرت غلامى بعنوان مژدگانى بر وى اهدا نمود . رسول خدا صلى الله عليه و آله در روز هفتم ولادت ابراهيم گوسفندى عقيقه نمود و شخصى به نام ابوهند موى سر وى را تراشيد و بدستور پيامبر به وزن موها نقره به مساكين داده شد . سپس در داخل خاك دفن گرديد . و در همين روز پيامبر خدا اين فرزند را ابراهيم ناميد و فرمود : جبرئيل بر من نازل شد و گفت : « السَّلام عليك يا أبا ابراهيم » و من هم نام جدم ابراهيم را بر وى انتخاب نمودم . « 4 » پس از تولد ابراهيم هر يك از همسران انصار درخواست نمودند كه رسول خدا وظيفهء پرستارى و شير دادن به ابراهيم را بر وى محول نمايد و در اين مورد به همديگر

هامش
( 1 ) . طبقات ، ج 1 ، ق 1 ، ص 68 ؛ البدايه و النهايه ، ج 5 ، ص 304 ؛ يعقوبى ، ج 2 ، ص 87 ؛ كامل ابن اثير ، ج 2 ، ص 186
( 2 ) . « ان رسول‌اللَّه حجب ماريه وقد ثقلت على نساء النبى صلى الله عليه و آله و غِرْن عليها ولامثل عايشه » طبقات ابن سعد ، ج 1 ، ق 1 ، ص 86
( 3 ) . « فقال انظرى الى شبهه بى فقلت ما أرى شبهاً فقال الا ترين الى بياضه و لحمه قلت من سقى البان الضأن سمن و ابيضّ . طبقات ، ج 1 ، ق 1 ، ص 86 ؛ البدايه و النهايه ، ج 5 ، ص 305 ؛ تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 87
( 4 ) . طبقات ، ج 1 ، ق 1 ، ص 87