تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ حرم ائمه بقيع (ع) و آثار ديگر در مدينه منوره (فارسى) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩

در تاريخ الكامل مىگويد : « وجعل رسول اللَّه صلى الله عليه و آله على رأس قبره حجراً علامةً لقبره » . « 1 » سمهودى در ضمن نقل اصل موضوع و اين كه رسول خدا صلى الله عليه و آله قطعه سنگى را بر روى قبر ابن مظعون نصب نمود به كيفيت اين سنگ قبر نيز اشاره مىكند و مىگويد : « اين قطعه سنگ نه قطعه سنگ معمولى بلكه قسمت پايين يك هاون سنگى بود كه پس از شكسته شدن و غير قابل استفاده بودن ، رسول خدا صلى الله عليه و آله آن را بر قبر عثمان بن مظعون نصب نمود « فجعل رسول اللَّه صلى الله عليه و آله اسفل مهراس علامة على قبره » آنگاه فرمود : « وَاجْعَلْني لِلْمُتَّقِينَ إِماماً » . « 2 »

سرگذشت اين سنگ قبر

اين بود گفتار رسول خدا صلى الله عليه و آله در مورد عثمان بن مظعون و اين بود عملكرد آن حضرت در مراسم تدفين وى و نصب نمودن سنگ قبر بر روى قبر او تا علامتى بر آن قبر باشد و آيندگان آن را بشناسند و نسبت به صاحبش عرض ادب و احترام نمايند و خاطرهء او را بعنوان سرمشق زنده بدارند و شخصيت‌هاى اسلامى ديگر و اقوام و عشيره رسول‌خدا را در جوار آن دفن نمايند . و اين قطعه سنگ تا دوران خلافت معاوية بن ابى سفيان در روى اين قبر قرار داشت و صحابهء رسول خدا و مسلمانان طبق دستور و ارشاد آن حضرت به وسيلهء اين علامت ، قبر ابن مظعون را مىشناختند و مانند خود آن حضرت به زيارتش مىشتافتند ولى در دوران معاويه كه مروان بن حكم امارت مدينه را به دست گرفت ، دستور داد اين علامت و اين قطعه سنگ را از قبر عثمان بن مظعون برداشتند و در روى قبر عثمان بن عفان نصب نمودند . مروان مىگفت : « واللَّه لايكون على قبر عثمان بن مظعون حجر يعرف به » ؛ « به خدا سوگند براى من قابل قبول نيست كه در قبر عثمان بن مظعون علامتى باشد و با آن شناخته شود » . و اين عمل از نظر افكار عمومى آنچنان زننده و مورد اعتراض بود كه افراد
هامش
( 1 ) . الكامل ، ج 2 ، ص 97 و 98
( 2 ) . وفاء الوفا ، ج 3 ، ص 914