ابن مظعون و ردّ پناهندگى مشركان
عثمان بن مظعون در مراجعت ازحبشه با اين كه در جوار و پناه وليد بن مغيره يكى از سرشناسان مشركان مكه قرار گرفت و از ايذاء و اذيت مشركان در امان بود اما براى هماهنگى با ساير مسلمانان و اعلان استقلال و عظمت اسلام و تحقير شرك و بتپرستى جوار او را مردود اعلان نمود و تمام عواقب و آثار خطرناك آن را جانانه پذيرا گرديد و به وليد چنين گفت : « من اينك از جوار تو خارج مىگردم ؛ زيرا دوست دارم همانند پيامبر و مسلمانان ديگر ، بجز خدا ، در پناه كسى نباشم و از وليد خواست كه اين موضوع در ميان مردم مكه اعلان شود ، از اين رو به همراه وى وارد مسجد الحرام گرديد و در ميان سران قريش خارج شدن خويش را از پناه وليد اعلان نمود . « 1 »
عثمان بن مظعون در مدينه
ابن مظعون پس از هجرت به مدينه ، گذشته از اين كه يكى از ياران عابد و زاهد رسول خدا صلى الله عليه و آله به حساب مىآمد يكى از چند نفر از صحابه بود كه از ديگر ياران آن حضرت نسبت به احكام آشناتر و از اين لحاظ در ميان سايرين معروفتر بودند .
ابن مظعون در زهد و دورى از لذائذ زندگى ، به اينجا رسيد كه تصميم گرفت حتّى بعضى از مباحات را نيز ترك كند ، از اين رو از معاشرت با همسرش نيز خوددارى ورزيد .
همسر او شكايت به نزد رسول خدا برد ، آن حضرت او را از اين عمل منع و به انجام وظايف نسبت به زن و فرزند تشويق فرمود .
ابن مظعون جزو كسانى بود كه در دوران جاهلى نيز لب به شراب نمىزد و شعارش اين بود : « شخص عاقل هيچگاه به چيزى كه عقل را زايل و موجب تمسخر ديگران مىگردد نزديك نمىشود » .
هامش
( 1 ) . طبقات ابن سعد 3 ق ، ج 1 ، ص 286 ؛ اصابه ، ج 2 ، ص 464 ؛ استيعاب ، ج 3 ، ص 85 ؛ تاريخ الإسلام ذهبى ، حوادث سال دوم هجرت .