كردهاند حكايت از مصحفى پنهانى ورواج آن در نزد اخباريين شيعه دارد ! ! « 1 » محب الدين خطيب نيز مىنويسد : نتيجهى بحث دربارهى اين دو سوره اين است كه در بين شيعه دو قرآن رواج دارد : يكى همين قرآن وديگرى قرآني خاص وپنهانى كه در نزد خود شيعه است . « 2 » در واقع طرح مصحف پنهانى نزد شيعه ايجاد نوعي سرگرمى ودلمشغولى در بين جامعهى مسلمين است كه از جمله پيامدهاى زيانبار آن ايجاد ترديد در باورهاى بخشي از أهل قبله نسبت به برخى ديگر است . برخى از مسلمين بر اثر اين سخنپراكنىها به راستى گمان مىكنند شيعه از اين قرآن بيگانه است وبه جاى آن با مصحفى پنهانى سروكار دارد ! سلفيان هرگز از خود نپرسيدهاند كه به راستى شيعه كه تقريباً در طول تاريخ اسلام جمعيت آنان 15 جمعيت جهان اسلام بوده است ، اگر مصحفى پنهانى داشت ، چطور صدها تأليف دربارهى علوم وتفسير قرآن نوشته است ؟ اين همه أحاديث دربارهى قرائت ، حفظ ، كتابت ، اهتمام ورزيدن و . . . در منابع شيعه وبه ويژه بابهاى گوناگون فقهى واحكام مترتب بر آن دربارهى قرآن ، كه به صدها حديث بالغ مىشود براي چيست ؟ به هر حال منبع ومدرك اين گروه ونيز احمد كسروي ملحد « 3 » كه آراى أو براي
سلامة القرآن من التحريف (تحريف ناپذيرى قرآن) ( فارسى) — صفحة 185
مساهمون: فتح الله المحمدي ( نجارزادگان )
ص١٨٥
هامش
( 1 ) . ناصر قفارى ، أصول مذهب الشيعة الاماميه الاثني عشريه ، ج 1 ، ص 260 .
( 2 ) . محب الدين ، خطيب ، الخطوط العريضة ، ص 12 .
( 3 ) . از جمله شواهد بر إلحاد وى عبارتهايى است در انكار نبوت . وى در كتاب « در پيرامون اسلام » چنينمىآورد : « به گمان مسلمانان كسى را كه خدا برگزيند ، جبرائيل به أو نمودار گردد وبا وى سخن راند واز ميانهى أو وخدا پرده برخيزد وپياپى فرشتهها به نزد أو در آمد ورفت باشند وآن برانگيخته بايد در نزد مردم دعوى كند وآنان براي آزمايش معجزه از أو طلبند وچون توانست « ايمان » آورند وپس از آن هر چهگفت بپذيرند ، اينهاست دانستههاى آناندربارهى برانگيخته كه مىبايد گفت : سراپا پوچ است » . ص 9
وباز در انكار ختم رسالت مىنويسد : « اين خواست خداست كه هر چند يكبار جنبش خدايى رخ دهد ويك راه رستگارى بر روى جهانيان بازگردد وگمراهىها از ميان رود ، ليكن مسلمانان آن را با اسلام پايان يافته مىشمرند وبىخردانه دست خدا را بسته مىدانند » . همان ، ص 11 . با اين أوصاف ، آراى كسروي براي برخى از وهابيان ، مثل دكتر ناصر قفارى ، مانند وحى مُنزل است . ر . ك : أصول مذهب الشيعة ، ص 479 ، 508 ، 515 ، 752 ، 855 ، 1094 و . . .