اين موارد بيانگر تداوم انديشهى شيعه دربارهى وجود تحريف در نص قرآن عثمانى [ قرآن موجود ] است . « 1 » گلدزيهر چنين وانمود مىكند كه سورهاى را كه دى تاسى وكاظم بيك منتشر كردهاند ، در جوامع شيعي متداول است واين دو سوره غير از آن دو سورهاى است كه در نسخهاى از قرآن يافت شده است . وى بدون ارائهى هيچ گونه مدركى ادعا مىكند در انديشهى شيعه دستاندركاران تدوين مصحف عثمانى اين سورهها را به خاطر آن كه مشتمل بر فضايل على است از قرآن برانداختهاند ! پرسشهايى كه در اينجا بايد به آنها پرداخته شود از اين قرارند : - منبع مورد استناد گارسان دى تاسى وكاظم بيك دربارهى اين دو سوره چه بوده است ؟ - آيا دو سورهاى كه گارسان دى تاسى وكاظمبيك نقل كردهاند غير از آن دو سورهى ولايت ونورين است ؟ - آيا كليرتسدال - كه گلدزيهر مىگويد تمام موارد ادعا شده در مورد تحريف قرآن را يك جا آورده - از سورههاى ساقطه چيزى جز همان دو سوره را نقل كرده است ؟ پاسخ به اين پرسشها را مىتوان با مراجعه به خود منابعى كه گلدزيهر ياد كرده است ، يافت . در سال 1842 م براي نخستين بار گارسن دى تاسى در مجلهى آسيايى متن عربى وترجمهى سورهى نورين را به زبان فرانسه منتشر كرد . « 2 » وى منبع اين سوره را اثرى فارسي از قرن هفدهم ميلادي [ يازدهم قمري ] به نام دبستان مذاهب نوشتهى يك إيراني زردشتى ساكن هند ، ياد مىكند . « 3 » در سال بعد ، يعنى 1843 م در همان مجله ميرزا إسكندر
سلامة القرآن من التحريف (تحريف ناپذيرى قرآن) ( فارسى) — صفحة 181
مساهمون: فتح الله المحمدي ( نجارزادگان )
ص١٨١
( Moslem World ( 1913 ) 111 , 227 ) Shiah addition ) to the koran
هامش
( 1 ) . گلدزيهر ، مذاهب التفسير الاسلامي ، ص 294 - 295 .
( 2 ) .1 . " chapitre inconnu du coran " JA , Tome Xlll may 1842 , PP . 431 - 36
( 3 ) .2 . Ibid , P . 4 , 33 .