تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نگرشى جديد بر حقوق بانوان در اسلام (فارسى) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥
داشته باشد ، چنان‌كه قرآن مىفرمايد : « . . . وَ أوحى الَىَّ هذا القُرآنِ لِانذِرَكم بِهِ وَ مَن بَلَغَ » ( سوره‌ى انعام ، آيه‌ى 19 ) : و اين قرآن به‌سوى من وحى شد تا شما ( مكلفان ) را بدان هشدار دهم ، و ( نيز ) آنان كه بالغ‌اند و بدان‌ها ( هشدار قرآنى ) رسيده است . بنابراين همين كه عقل انسان بفهمد خدايى هست كه بايد عبادت شود ، نماز بر او واجب مىگردد ؛ چه سنّ انسان زياد باشد يا كم ، ولى حدّ ميانگينش مخصوصاً در جوامع اسلامى ، ده‌سالگى است ، چنان‌كه در رواياتى نيز اين‌گونه آمده كه در اين سن ، نماز بر هر دوى پسر و دختر واجب است ، مگر در مواردى استثنايى كه در سنّ كمتر يا بيشتر اين‌دو بلوغ فرارسيده و بر مكلّف نماز واجب مىگردد ، و اين نقطه‌ى نخستين بلوغ است كه به‌نيروى جسمى و اقتصادى ارتباطى ندارد ، بلكه ملاكِ آن ، توانايى عقلانى فرد است . بخش دومِ بلوغ ، توانايى جسمانى است كه شرط تكليف در روزه ، همين توانايى است ، و پسر و دختر حدّاقل در بُنيه‌ى جسمانى براى روزه‌دارى يكسانند ، اما با اين‌حال ساير مجتهدان براى پسران ديرتر روزه را واجب مىدانند كه اين خود ظلم به‌دختران است . بنابراين سنّ وجوب روزه براى هر دو يكسان است و در روايات بسيارى تكليف روزه براى هر دو ، سيزده‌سالگى مقرر گشته است ، البته در همين سن هم اگر از روزه‌دارى ناتوان بودند ، از انجام آن معافند ، و گاهى ممكن است به‌علت توانايى جسمىِ زودرس ، در سنين كمتر هم روزه بر آنان واجب گردد . خلاصه اين‌كه حدّ وجوب روزه - پس از بلوغ عقل - به‌بُنيه‌ى