آزادى ؟
تمام اين تأكيدات بر جدايى زنان از مردان ، دليل بر بدبينى نسبت بهزنان يا مردان نيست ، بلكه تنها بهمنظور پيشگيرى قبل از درمان است ، و آيا در جوامعى كه زنان و مردان با هم بهسادگى صحبت و رفت و آمد مىكنند ، امكان فساد بيشتر است ، يا در جاهايى كه امكان چندانى ، حتى براى ارتباط كلامى بين نامحرمان نيست ؟ در شهرستانها كه عرف و تودهى مردم نمىپذيرند مرد و زنى بدون دليل با هم صحبت كنند و حفظ حجاب نيز اهميت بيشترى نسبت بهرعايت آن در جوامع بهظاهر مدنى دارد ، مىبينيم كه حتى آمار طلاق هم كمتر است ، تا چه رسد بهآمار گناه .
بنابراين كسانى كه از آزادى بىقيد و شرط و بىبند و بارى حمايت مىكنند ، بهتر است با آزادى از هرگونه پيشداورى بهاين نكته توجه كنند كه بىحجابى و بدحجابى و روابط بىپردهى دختران و پسران ، دليل بر پيشرفت و تمدن نيست ، بلكه دليل بر غلبه و سلطهى بىمرز غريزهى جنسى بر عقلانيت انسان ، و نتيجتاً عقبماندگى از انسانيّت است ، و فطرت پاك انسان نيز ، حتى جدا از وحى ربّانى ، بشريت را بهتعادل غرايز دعوت مىنمايد .
بههرحال ، رهاسازى شهوات سركش با نام آزادى ، عواقب خطرناكى را براى انسان بهبار مىآورد كه نتيجهى اين آزادىخواهى فسادآميز را در همان مجامع آزادىخواهان بهوضوح مشاهده مىكنيم !
و اما منظور از آزادى ، تنها آزادى در بيان ، شغل ، انتخاب همسر و . . .