نسبت بهيكديگر برابر نيست زيرا ارزشهاى مادى و معنوى هريك نسبت بههمجنسشان فرق دارد ، تا چه رسد بهجنس مقابل ، و بهطور خلاصه تساوى حقوق زن و مرد نسبت بهيكديگر برمبناى عدالت است نه برمبناى مخالف آن ، و بدينجهت تساوى حقوق هر انسانى تنها با ارزش ذاتى و فكرى و كاركردش صحيح و عادلانه است ، و تساوى مطلق كوركورانه يا برخاسته از تعصّب ، چه ميان مرد و زن و چه هريك نسبت بههمجنسشان ظالمانه مىباشد ؛ مثلًا در باب اصل تفاوتداشتن ديهى مرد نسبت بهزن ، نصّ آيهى 178 سورهى بقره « الحر بالحر و العبد بالعبد و الانثى بالانثى » است و اين برابرى ميان مردان ، و ميان زنان را - و در نتيجه نابرابرى ميان قصاص مردان و زنان را ثابت مىكند ، و اين تفاوت برمبناى برترى مرد بر زن از لحاظ ذاتى و معنوى و روحى نيست ، بلكه بدينجهت است كه حتى با صرفنظر از حكم شرع ، بنابر واقعيت عينى انكارناپذير موجود در طول تاريخ و عرض جغرافى ، اولًا : تعداد زنان بيش از مردان بوده و مىباشد ؛ ثانياً : توليد مثل مردان با توانانى ازدواج بيشتر ، بهطور معمول در تمامى جوامع ، بيش از زنان است و ثالثاً :
تعهد و امكان ادارهى زندگى براى مردان نيز بيش از زنان است « 1 » كه در
هامش
( 1 ) - ذكر اين واقعيات انكارناپذير بهعنوان دليل نيست ، بلكه احتمالًا حكمت دوبرابر بودن ديهى مرد نسبت بهزن وجود واقعيات مذكور است و حتى اگر ما حكمت آنرا نيافتيم ، نمىتوانيم با ذكر مواردى در تساوى زن و مرد ، حكم قرآنى را عوض كنيم . در نهايت اگر كسى اين واقعيات را بهعنوان حكمت نپذيرد ، هرگز نصّ آيات و روايت قطعىالصدور كه دلالت بر چگونگى ديات و قصاص و شهادت زنان و مردان دارد قابل تغيير نيست و همانند تعداد ركعات نماز بايد پذيرفته شود و هيچ فردى حتى پيامبر نمىتواند بههردليل يا عنوانى اين احكام را تغيير دهد . اگرچه بعضى از دگرانديشان در توجيهى براى تغيير احكام قرآنى گفتهاند كه احكام عبادات فردى قابل تغيير نيست ، اما احكام حقوقى و اجتماعى قرآن برحسب بازدهى اجراى آنها در جامعه در شرايط مختلف قابليت تغيير را دارد ! مثلًا قصاص يا ساير مجازاتها اگر در جامعهاى بازدهى نداشته باشد ، مىتوان آنها را بهاقتضاى شرايط تغيير داد ! عرض مىكنيم كه پذيرش كل احكام قرآن خود عبادت است و در هيچجايى از قرآن نمىبينيم كه مثلًا فرموده باشد : احكام فردى مرا بپذيريد و احكام اجتماعى مرا با تشخيص مصلحت خودتان تغيير دهيد و اين سخن گزاف ، حاصل پندارهاى عقل غيرمطلق و خطاپذير بشر است كه گروهى گمان كردهاند ممكن است وحى الهى بازدهى نداشته باشد ، در حالىكه بايد توجه مىكردند معضلات اجتماعى امروز در سراسر دنيا ، حاصل عملنكردن بهقرآن است و محال است احكام قرآنى بهطور صحيح اجرا شود و بازدهى نداشته باشد . تفصيل بيشتر در اينباره را در كتاب « رمز وحدت در شريعت » آوردهايم