حرارت نباتاتى رويانيد ، و آسمان نيز باران رحمت خود را براى اين منظور بر سطح زمين بپاشيد ، ولى با تمامى اين اوصاف اين سخن نيز در نظر دانشمندان از كرانهء فرضيه و حدس برون نيست ، و به حد قانونى علمى و يقينى نميرسد .
وانگهى جملهء :
الَّذِينَ كَفَرُوا
در انحصار صاحبان اين گونه نظرات و فرضيههاى علمى نيست ، بلكه مربوط بانسانهاى پيش از چهارده قرن هم هست كه از اين گونه نظريات بىخبر بودهاند .
پاسخ : پاسخ اين پرسش چنان به نظر ميرسد كه : مقصود از كافران منكران خدا و يا مشركان و بتپرستان نيستند ، بلكه منظور كفار اهل كتاب ميباشند كه پيامبر بزرگوار اسلام را تكذيب و انكار نمودند .
گواه روشن بر اين نظر كلمهء « كفروا » است كه دلالت بر حدوث فعل دارد ، و شكّى نيست كه ميان كلمهء « الكافرين » و « الذين كفروا » فرقست ، جملهء نخست بر دوام كفر ، و دومى بر حدوث آن پس از ايمان دلالت دارد ، يعنى اهل كتاب كه پيش از ظهور پيغمبر آخرين ، از نظر ايمان به پيامبران خود مؤمن بودهاند و در اثر انكار و تكذيب حضرت محمد صلى اللّه عليه و آله كافر شدند ، و در توراة موسى عليه السّلام ببعضى از معانى فتق بعد از رتق اشاره شده ، و روى اين اصل اهل كتاب اجمالا مراتب رتق و فتق زمين و آسمانها را از مجراى وحى الهى معتقد بودهاند « 1 » .
أَ وَ لَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا :
آيا ندانستند كافران ؟ آيا نخواهند دانست ؟
طنطاوى كه با كمال بهجت و مسرت رتق و فتق را در آيه فوق بجدا شدن زمين
هامش
( 1 ) - چنان كه در فصل اول تكوين گويد : « و خدا فرمود فاصلهاى ميان آبها پديد آيد ، چنان شد . . . و خدا فرمود زمين نباتاتى برون آورد ، و چنان شد » .