ولى در اين ميان يكى از آنها بسيار بزرگتر از دگران است ، اكنون ما كه از جنس آنها هيچگونه اطلاعى نداريم ، و تنها پرندگانى را بطور ناشناس از دور به حالت پرواز مىنگريم ، آيا مىتوانيم بطور قاطع حكم كنيم كه تمامى آنها از جوجههاى آن پرندهء بزرگند ؟ .
جاى انكار نيست كه جلو حدس و فرضيهها را نمىتوان گرفت ، كه اين صف واحد يك خانواده بوده ، و پرندگان كوچك از زادهء آن پرندهء بزرگند .
مدتى گذشت تا بما نزديك شدند ، ولى بر خلاف حدس گذشته خود ديديم كه اين صف از تعداد زيادى گنجشك با يك حاجىلكلك تشكيل شده است .
آيا در چنان زمينهاى باز هم صحيح است مطابق حدس گذشته خود حكم به يگانگى اين خانواده كنيم ؟ .
و به منظور رفع اعتراض و استبعاد گوئيم : احتمال ميرود كه گنجشگان از بعضى قسمتهاى معين متناسب از حاجى لكلك جدا شده است ! ! !
عينا نظر « ويز » نيز چنانست .
بلكه فرض تولد گنجشگان از حاجىلكلك خيلى آسانتر است از اينكه گمان كنيم زمينى كه تنها مشتمل بر يك درصد از عناصر خورشيدى است ، از آن جدا شده و در گردش دورانى خورشيد كه حلقههائى از اين تودهء عظيم گازى گسيخته است 99 ر 0 از جرم خورشيد از اين حادثه تخلف جسته است ؟ ! !
* * *
ستارگان از ديدگاه قرآن (فارسى) — صفحة 78
مساهمون: الشيخ محمد الصادقي الطهراني
ص٧٨