زيرا پرندگانرا در مقابل جنبندگان ياد كرده ، و اين خود گواهى است روشن بر اينكه لفظ دابة پرندگانرا شامل نيست ، ولى در اين آيه « طائر » : پرنده ، در برابر « دابة » خود قرينهايست بر اين اختصاص ، كه هرجا بدون قرينه باشد تمامى جنبندگانرا چه پرندگان يا حيوانات دريائى ، بلكه فرشتگانرا نيز در بردارد .
در قسمتى از آيات هم آفرينش انسانرا از آب خوانده ، چنان كه فرمايد :
أَ لَمْ نَخْلُقْكُمْ مِنْ ماءٍ مَهِينٍ . . .
خُلِقَ مِنْ ماءٍ دافِقٍ . . .
مِنْ مَنِيٍّ يُمْنى . . .
آفرينش انسان از آب پست جهنده و منى است .
اكنون جاى اين پرسش است كه آيا مقصود از « ماء » در آفرينش تمامى موجودات « 1 » و موجودات زنده « 2 » و دواب « 3 » و انسانها « 4 » . . يكى است ؟
و يا در هر يكى از موارد معنى بجز ديگرى مراد است ؟
سخن در پيرامون ماء : مادهء نخستين جهان ، بتفصيل در آغاز كتاب گذشت ، و طبعا آبيكه مادهء اصلى آفرينش بوده غير آبى است كه تنها موجودات زنده از آن پديد شدهاند .
و چنان كه در بحث قبلى گذشت ، نمونهء مسلم رتق و فتق زمين و آسمان ريزش باران و برون آوردن نباتات و حيوانات و تمامى اصول زندگى از زمين بود ، و به همين مناسبت « ماء » در ذيل آيه
وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ
بايستى همان آب آشاميدنى باشد كه هم اصل پديد شدن و هم دوام زندگى آنانست .
هامش
( 1 ) - برحسب آيه« وَ كانَ عَرْشُهُ عَلَى الْماءِ ».
( 2 ) - برحسب آيه« وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ ».
( 3 ) - برحسب آيه« وَ اللَّهُ خَلَقَ كُلَّ دَابَّةٍ مِنْ ماءٍ ».
( 4 ) - برحسب آيه« أَ لَمْ نَخْلُقْكُمْ مِنْ ماءٍ مَهِينٍ ».