گفتار پيرامون آيات مورد بحث :
أَ وَ لَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا . .
مقصود از رؤيت در جملهء فوق نگريستن با چشم ظاهر نيست ، زيرا آن هنگامى كه آفريدگار بزرگ آغاز آفرينش زمين و آسمان را نمود هرگز بينندهاى از انسانها وجود نداشت ، تا آن منظرهء بحثانگيز را بنگرد :
ما أَشْهَدْتُهُمْ خَلْقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لا خَلْقَ أَنْفُسِهِمْ
.
و از نظر لغت نيز ، رؤيت : يا اعم از ديدن با چشم و عقيدهء قلبى است ، و يا در معنى دوم ظاهر است . در هرصورت اينجا مقصود از « رؤيت » ديدن باطنى و اقرار قلبى است كه كافران در اين مورد برابر استفهام تقريرى الهى واقع شدهاند .
به اين معنى كه محققا كافران به اين حقيقت اعتراف دارند كه : آسمان و زمين پيوسته بوده و سپس گسسته شده .
پرسش : ليكن اين پرسش پيش ميآيد كه : موضوع رتق و فتق آسمانها و راز آفرينش زمين و آسمان مطلبى نيست كه دست عقل و علم بشر بدان برسد مگر از راه فرضيه كه نام اعتقاد بر آن نهادن غلط است ، آيا كافران فرض نكردهاند كه . . . ؟
و تنها راه صحيح و قطعى آگاهى بر اين گونه اسرار خلقت وحى الهى است و بس ، آرى معنى سومين فتق بعد از رتق را بشر ميتواند از راههائى بدست آورد ، چنان كه دانشمندان زمينشناس از لحاظ حرارت اعماق زمين در گذشتهء زمان تمامى آن را مشمول حرارت بسيار زياد دانسته و نتيجه گرفتهاند كه در آن دورانها طبعا روئيدن نباتات بر سطح زمين ممكن نبوده است .
و همچنين آسمان كه از تودهء عظيم گازهاى بسيار داغ پديد شده در آغاز آب و بارانى نداشت و سپس زمين كه از نباتات بسته بود در اثر استعداد كم شدن