وَ سُيِّرَتِ الْجِبالُ فَكانَتْ سَراباً
[ النباء ] .
جايگاه كوهها آنچنان صاف مىشود كه سراب است - باندازهاى صاف كه از دور درياى آب مينمايد .
وَ تَكُونُ الْجِبالُ كَالْعِهْنِ
« 1 »
الْمَنْفُوشِ
[ المعارج - القارعة ] « 1 » .
كوهها پس از انفجار و پرتاب شدن از زمين همچون پشم زده شدهء رنگارنگ در فضا پراكنده ميشوند .
درياها :
وَ إِذَا الْبِحارُ سُجِّرَتْ
[ التكوير ] « 2 » .
وَ إِذَا الْبِحارُ فُجِّرَتْ
[ الانفطار ] « 3 » .
تمامى درياها و اوقيانوسهاى جهان در اين حادثهء هائله شكافته گردند ، و آنچنان به جوش آيند كه گوئى آتشى عظيم در اعماق آنها بهيجان آمده است .
حادثهء قيامت زمين طبعا سوختن نباتات و نابودى تمام جنبندگان را از پى دارد گرچه برخى از دانشمندان كه دورنمائى از اين حوادث را از جهان يافتهاند ، براى تسلى خاطر در آن هنگامهء عظيم ، هوس پرواز ببرخى از دنياهاى قابل سكونت نمودهاند ، تا از زمين گداخته و سوزان برهند .
غافل از آنكه حادثه عمومى است ، و نه تنها زمين بلكه تمامى جهان در اين انفجار جهانى به حال احتضار و سوختن خواهد بود .
هامش
( 1 ) - « عهن » پشم « منفوش » زده شده .
( 2 ) - « تسجير » بمعنى تهيج آتش است .
( 3 ) - « تفجير » شكافتن .