از اين لحاظ شايسته چنانست كه رستاخيز زمين را نمونهاى ناچيز از حالت احتضار و مرگ آسمان و اختران گيريم « 1 » .
تكوير از نظر معانى گوناگون :
« كور » بمعنى : جمع ، شمول ، زيادى ، سرعت ، صرع ، يعنى جنون و يا كشتى گيريست ، بنابراين تكوير بين دو معنى مقابل يكديگر : نقص و كمالست :
بنقصان ميگرايد ، از آنرو كه دستگاه خورشيدى رويهم انباشته ( جمع ) و در اين كشتى كيهانى قيامت مغلوب مىگردد ، و جرم و حرارتش رو بضعف و نابودى ميرود .
در چهرهء كمالست : زيرا در حال احتضار كه شعله تمامى اندامش را گرفته و سوختش سراپا در فعاليت است ، از آنچه بوده به صورت موقت داغتر مىشود ، و در اين حالت نابسامانى بر سرعتش افزوده ميگردد ، و پر و بال خود را احيانا بر رقيب كوچكترش ماه مىگستراند : و
جُمِعَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ
.
احتضار زمين :
زمين ، اين خانهء امن و آرامش ما ، در آيندهاى كه فقط آفريدگار بدان آگاه است ، بشدت مضطرب گشته ، و حالت اعتدال و آرامش خود را از دست ميدهد :
يَوْمَ تَرْجُفُ الْأَرْضُ وَ الْجِبالُ وَ كانَتِ الْجِبالُ كَثِيباً مَهِيلًا
[ المزمل ] « 2 » .
آنچنان اين اضطراب شديد است ، كه كوههاى بلند تبديل به تپههاى ريگ مىشود ، تلهائى كه از زير آنچنان شل و سست است ، كه پيوسته از بالا به زير فرو ريزد .
هامش
( 1 ) - از جمله در كتاب پيدايش و مرگ خورشيد و سرگذشت زمين ، تاليف ژرژگاموف است .
( 2 ) - « كثيب مهيل » ريگ متراكم است .