رب المشرقين و رب المغربين
يكى از احتمالات در مشرق و در مغرب همانست كه در توجيه مشرق و مغرب ياد كرديم ، كه براى هر نيمكره ، مشرق و مغربيست .
برخى از مفسران اينگونه توجيه كردهاند كه مشرقين يعنى مشرق و مغرب ، و همچنين مغربين ، از لحاظ تغليب يكى بر ديگريست .
اما ما ميدانيم كه اينجا جاى تغليب نيست ، خصوصا در صورت فوق كه هر دوى مشرقين و مغربين مقابل يكديگر ذكر شدهاند ، و در اين صورت معنى : « رب المشرقين و رب المغربين » چنان مىشود كه : خداى مشرق و مغرب - خداى مغرب و مشرق ، و اين گونه تكرار بدون هيچ فاصلهاى خيلى زشت و ناپسند است .
آرى در آيهء ( 38 زخرف ) كه فرمايد :
حَتَّى إِذا جاءَنا قالَ يا لَيْتَ بَيْنِي وَ بَيْنَكَ بُعْدَ الْمَشْرِقَيْنِ
از لحاظ اينكه مشرقين به تنهائى ياد شده ، و اينكه مشرق بر مغرب شرافت دارد ، جاى تغليب است ، كه مقصود مشرق و مغرب باشد ، مثل : شمسين - دو خورشيد كه بمعنى خورشيد و ماه است .
بلى اگر تغليب را بدين لحاظ منظور كنيم كه دو جهت ديگر شمال و جنوب نيز درج در ضمن مشرقين و مغربين باشند - بدينگونه كه مثلا مراد از مشرقين مشرق و شمال ، و مغربين مغرب و جنوب باشد بيوجه نيست .
احتمال ديگرى هم كه بسيار روشن به نظر ميرسد اينست كه گفته شود :
مقصود مشرق و مغرب هر يك از زمستان و تابستان است ، و اگر گفته شود :
با آنكه براى هر روزى از 365 روز سال مشرق و مغرب معينى است ، چرا تنها يكى از مشرقها و مغربها به تابستان و يكى از زمستان اختصاص بذكر يافته ؟ .