و در صورت دوم احتراق زمين و جذب آنست بكرهء خورشيد .
و در هر صورت زندگى بر روى آن محال مىشود .
ذلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ
.
اين مدار معينى كه براى مسير خورشيد و ساير سيارات مقرر شده ، اندازه گيرى خدائى است قادر و دانا ، و اگر علم و قدرتى حاكم بر اين تقديرات نبود ، هرج و مرج كلى در جهان هستى قطعى و مسلم بود ، اين ركود و نابودى و همچنين گردش منظم خورشيد بتقدير الهى است ، كه براى هر موجودى عمرى مقدر فرموده ، كه هر آنى بسوى پايان آن رهسپارند ، و خورشيد را نيز عمريست مقدر از طرف پروردگار قادر دانا .
بنابرآنچه گفتيم در صورتى كه مستقر ، قرارگاه ( اسم مكان ) بمعنى فلك و محور گردش هميشگى خورشيد باشد ، آيهء فوق از آيات رستاخيز خورشيد نخواهد بود ، بلكه مانند
وَ كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ
و
كُلٌّ يَجْرِي لِأَجَلٍ مُسَمًّى
دربارهء نظم حركت خورشيد در مسير دائمى آنست ، ولى اگر اسم زمان يا مصدر ميمى و يا اسم مكان بمعنى زمان توقف ، توقف ، و جايگاه توقف ، يعنى توقف خورشيد از حركت باشد ، آيهء فوق از آيات مرگ خورشيد است كه : اين چراغ آسمانى نيز مانند همسايگانش
تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍّ لَها
ميرود كه بالأخره خاموش شود و وقفه كند .
چراغ بزرگتر از اطاق !
در آياتى چند خورشيد بعنوان نور و چراغ زمين معرفى شده چنان كه فرمايد :
هُوَ الَّذِي جَعَلَ الشَّمْسَ ضِياءً وَ الْقَمَرَ نُوراً وَ قَدَّرَهُ مَنازِلَ
[ يونس 5 ] .