و با در نظر گرفتن اينكه پيدايش ستارگان در آسمان اول پس از تشكيل طبقات هفتگانه آسمانى بوده است ، در نتيجه : يكى از ايندو دوران باقيمانده مربوط بتولد ستارگان ، و دوران ديگر راجع بتولد گاز آسمانى بوده است .
ولى اين سخن چندان قابل پذيرش نيست ، زيرا چنانچه تولد ستارگان با تشكيل طبقات آسمانى همزمان بود ، مقتضاى تعبير روشن و صحيح اين بود كه قبل از يومين ياد شوند ، بدينگونه كه : « فقضاهن سبع سماوات و اوحى كل سماء امرها و زينا السماء الدنيا بمصابيح فى يومين » و نه آنكه يومين را پيش از آفرينش ستارگان ياد كند .
چنان كه اعمال سهگانهء تكميل زمين :
وَ جَعَلَ فِيها رَواسِيَ مِنْ فَوْقِها
وَ بارَكَ فِيها وَ قَدَّرَ فِيها أَقْواتَها
چون از لحاظ زمان مشترك و متداخل بودهاند ، قبل از اربعة ايام ياد شدهاند .
در نتيجه چنان مينمايد كه آفرينش ستارگان در نخستين آسمان بخشى از دوران باقيمانده داشته و با پيدايش دخان آسمانى در ايندوران شركت داشتهاند بدين ترتيب كه :
در دوران اول دخان آسمان تولد يافته .
و پس از گذشت دو دوران تشكيل طبقات آسمانى ، دوران دومين از دو دوران باقيمانده مربوط بآفرينش ستارگانست .
يومين : زمين ، و يوم : دخان يومين : طبقات آسمانى ، و يوم : ستارگان اشكال : درست است كه مقتضاى ظاهر دلالت آيات مربوطه فاصله يافتن دو دوران تشكيل طبقات آسمانى بين دوران پديد آمدن دخان و آفرينش ستارگانست - جز آنكه اينفاصله خلاف طبع تكامل در آفرينش آسمان است ، و همانگونه كه در