حقيقت عبارت است از پيمانى محكم واستوار ميان دو طرف ) به هر كلمه واضحى باشد خواه به صيغه ماضى باشد ( كه بهتر است ) يا مستقبل ، به زبان عربى باشد يا غير عربى ، وخواه به صورت صحيح آن را تلفظ كنند يا نه ، ولى به هر حال بايد بيان كننده عقد باشد ، وحتى اگر نوشتار يا امضا بر صيغه عقد يا نظاير آن باشد كافى خواهد بود ، گرچه احوط آن است كه در بيان مقصود از گفتار بهره برده شود .
2 - اگر كلام بدون قصد و نيّت باشد ( و چيزى نباشد جز لقلقه زبان ) يا گوينده بى توجه يا از روى سهو يا مجبور به سخن باشد ، سخنش سودى نخواهد داشت زيرا اصل نكاح عقد قلبى وخواستن تعهّد است .
پس اگر يكى از دو طرف بداند كه ديگرى در عقد صادق نيست ، بلكه بى هيچ توجهى يا تعهّدى نسبت به حقيقت عقد ، صرفاً در پى لذت جويى و به دست آوردن مال است ، ديگر عقد متعه نخواهد بود .
پس اگر جوان مؤمنى با فاحشهاى ملاقات كرد و از او خواست به ازدواج موقتش در آيد و آن زن - بدون آن كه به عقد نكاح ايمان داشته باشد ، بلكه صرفاً براى راه اندازى كارش - قبول كند ، و آن جوان هم اين را از زن دانست ، ديگر اين رابطه عقد به شمار نمىآيد ، زيرا جوهر وحقيقت عقد ، همان نيت و قصد پايبندى و تعهّد طرفين است .
ونيز چنين است اگر زنى بفهمد كه مرد نسبت به شرايط عقد وپيامدهاى آن پايبند نيست و تنها در پى فرونشاندن نيازهاى جنسى خويش است ، در صحت چنين عقدى اشكال است .
احكام خانواده و آداب ازدواج (فارسى) — صفحة 166
مساهمون: آژير
ص١٦٦