اولى هستى . » « 1 »
15 - از احول نقل شده است كه گفت از ابو عبد اللَّه پرسيدم :
كمترين مالى كه آدمى مىتواند با آن متعه كند چقدر است ؟
حضرت عليه السلام فرمود : « يك مشت گندم ، و به زن مىگويد : تو را به عقد متعه خود در مىآورم بر اساس كتاب خدا وسنّت پيامبر ، نكاح است نه سفاح ، به شرط اينكه نه من از تو ارث مىبرم ، و نه تو از من ، و از تو فرزندت را مطالبه نكنم ، تا مدّت مشخصى ، و اگر ( پس از اتمام مدت ) به نظرم آمد ( كه تمديد كنم ) تو بر من مىافزايى ، و من بر تو مىافزايم . » « 2 »
تفصيل احكام :
1 - حقيقت نكاح متعه عبارت است از : پيمان طرفينى مرد و زن بر ازدواجى موقت بر پايه مدت مشخص و مهر معلوم .
فقها مىگويند بايد اين پيمان و عقد با الفاظ واضحى مثل ( زَوَّجْتُكَ ) يا ( مَتَّعْتُكَ ) يا ( أَنْكَحْتُكَ ) از سوى زن به زبان آورده شود ، اما تعابيرى مثل : ( ملكتك ) و ( وهبتك ) و ( آجرتك نفسى ) به نظر فقها جايز نيست .
وقبول از طرف مرد با الفاظ روشنى صورت مىپذيرد كه بيانگر رضايت اوست در برابر آنچه زن در عقد و مهر و مدت مقرر مىدارد .
وصحيحتر آن است كه اظهار عقد ، كفايت مىكند ( و آن در
هامش
( 1 ) - وسائل الشيعه ، ج 14 ، ص 466 ، باب 18 ، حديث 1 .
( 2 ) - همان ، ص 467 ، باب 18 ، حديث 5 .