6 - صحت تزويج پدر وجد و به جريان افتادن اين تزويج ، مشروط است به اين كه فسادى بر آن مترتب نشود ، بلكه احتياط ، در اين جا ، مراعات مصلحت است . براى مثال : ولى نبايد كسى را كه زير سرپرستى اوست ، به ازدواج كسى در آورد كه در او عيبى است ، خواه عيبى كه موجب فسخ مىشود يا خير ، چون در آن فساد نهفته است .
اما اختيار همسران در پايينترين مهر براى پسر وبالاترين مهر براى دختر ، شرط نيست .
7 - اگر ولى ( پدر وجد ) مانع از ازدواج دختر باكرهاى شود ، بطوريكه موجب ضرر وزيان به او ، و يا حرجى براى او ، و يا سبب فسادى در جامعه شود ، ولايت آن ولى ساقط مىگردد و دختر مىتواند خود رأساً و بدون اذن ولى اقدام به ازدواج كند ، و اگر دختر باكره ، غير رشيده باشد ولايت از آن حاكم شرع خواهد بود .
مسائل فرعى
1 - براى زنى كه اختياردار خود مىباشد مستحب است كه از پدر وجدش اذن خواهد ، و اگر آنها نباشند برادرش را وكيل گيرد ، و اگر چندين برادر داشت در صورت يكسان بودن در امتيازات ، برادر بزرگتر را بر گزيند ، و در غير اين صورت بر پايه موازين شرعى برادر متقىتر وداناتر و دور انديشتر را بر گزيند .
2 - وصى مىتواند مجنونى را كه تحت سرپرستى اوست و در حال جنون به سن بلوغ رسيده ونيازمند ازدواج باشد ، به ازدواج در آورد