تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احكام خانواده و آداب ازدواج (فارسى) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
صلاحيت اجراى عقد يا اجازه دادن براى اجراى عقد را دارند نسبت به مرد وزنى كه به هر دليل صلاحيت كامل اجراى عقدرا ندارند . 1 - اولياى عقد عبارتند از : پدر و پدر بزرگ از سوى پدر ، يعنى پدر وپدران او وهرچه بالاتر ، پس پدرِ مادرِ پدر در شمار آن مندرج نيست . 2 - ولايت پدر وجد نسبت به كودك ومجنونى كه جنونش به بلوغ متصل باشد ، وحتى بنا به اقوى منفصل باشد ، ثابت است ، ولى اين دو نسبت به مرد بالغ ورشيد ، و نسبت به زن بالغه ورشيده بيوه « 1 » ولايتى ندارند . 3 - نسبت به دختر باكره رشيده ، احتياط گرفتن اذن از ولى او است اگرچه اقوى اجراى تصميم آن دختر است اگر اختيار دار خود باشد وعملًا از ولايت ولى ، خارج شده باشد ، و اگر ولى غائب بود بطوريكه اجازه گرفتن از او امكان نداشت ، و دختر نياز به ازدواج داشت ، اعتبار اذن ولى ساقط مىشود . 4 - در ولايت جد ، زنده يا مرده بودن پدر ، شرط نيست . 5 - هر يك از پدر وجد در ولايت ، مستقل هستند ، پس اشتراك در دادن اذن و اجازه گرفتن يكى از آن دو از ديگرى لازم نيست . پس هر يك از آن دو پيشى گرفت - با مراعات آنچه مراعاتش لازم است - براى ديگرى مورد باقى نمىماند ، و در حالت همزمانى ، عقد جد مقدم است ونيز هنگامى كه دو تاريخ دانسته نشود .
هامش
( 1 ) - زن بيوه اصطلاحاً به زنى گفته مىشود كه به سبب طلاق يا مرگ شوهر ، از اوجدا شده باشد .