چنان كه برخى محققين نوشتهاند در قرون اخير شروان به خطا شيروان گفته مىشود . « 1 »
صاحب روضات الجنات نيز به اشتباه بودن شيروان تصريح نموده است . « 2 »
كسى كه در اين گفتار دربارهء او سخن مىگوييم نيز در آثار خود « شروانى » امضا نموده است . مانند انهايى كه به خط وى در پايان نسخهاى از من لا يحضره الفقيه وجود دارد كه نوشته است « ميرزا محمّد بن الحسن الشروانى » . « 3 »
همين طور فرزند او حيدر على نيز « شروانى » امضا كرده است . « 4 »
با اين تفصيل مىتوان گفت « شيروانى » غلط مشهور است . شهرى كه در استان خراسان شمالى ايران واقع است ، در گذشته و امروز به « شيروان » مشهور بوده است و نه « شروان » و اينكه در دايرة المعارف تشيع ، برخى مشاهيرِ شروانِ آذربايجان را ، بعد از مدخل شيروانِ خراسان ذكر كردهاند ، صحيح نيست . اگر امروز به شروان ، شيروان هم گفته شود ، محقق شروانى از خراسان نيست ، بلكه اهل قفقاز است و شرح حال او نبايد بعد از مدخل شيروانِ خراسان بيايد .
برخى مشاهير شروان عبارتاند از : فلكى شروانى ( د 490 يا 500 ق ) ، خاقانى شروانى ( د 595 ق ) ، تفليسى شروانى ( سدهء هفتم ) ، ابوالمجد شروانى ( سدهء هشتم ) ، فتح اللَّه شروانى ( د 891 ق ) ، افلاطون شروانى ( د 977 ق ) ، فتحى شروانى ( سدهء يازدهم ) ، آقا مسيح شروانى ( سدهء دوازدهم و سيزدهم ) و ملا محمّد شريف شروانى ( سدهء سيزدهم ) .
براى نام شروان با توجه به چگونگىِ تلفظ آن معناهاى گوناگونى ذكر كردهاند . در برخى منابع از اين شهر به معناى جايگان شر ياد كردهاند و در برخى ديگر كه شيروان گفتهاند آنجا را جايگاه شير دانستهاند . زين العابدين شروانى مىگويد : چون منسوب
هامش
( 1 ) . دايرة المعارف فارسى ، مصاحب ؛ فرهنگ فارسى ، معين ؛ لغت نامه ، دهخدا .
( 2 ) . روضات الجنات ، ج 7 ، ص 96 .
( 3 ) . نسخهء شمارهء 155 ، كتابخانه آية اللَّه بروجردى ، قم .
( 4 ) . مناقب اهل البيت عليهم السلام ، مولى حيدر على شروانى ، ص 25 .