مىگويند ، بلكه قدر هست ، لكن قدر غير لازم و قضاى غير حتم .
تقرير ششّم آنكه قدر در افعال عباد امرى است واقع ميانهء استعداد عباد و اعداد ربّ العباد
تابع أحد أمرين مستتبع آن ديگر ، پس جبر نباشد لمكان الاستعداد و تفويض هم نباشد لمكان الإعداد ، و آن امر نيز در فصل پنجم گذشت .
اين است آنچه بعد از سالها و دفع اشكالها و جمع رسالهها در تحقيق معنى « أمر بين أمرين » متفطّن و مطمئنّ شدهام ، دوّنته لمن يوجد هذا الزمان من أقوام متعمّقين ، كما في حديث عاصم بن عميد .
شعر :
گوهر خود را مده عبرت بدست ديگران * باش تا گوهر شناس ديگرى پيدا شود
مظنون آن است كه معنى واقعى « أمر بين أمرين » و مقصود اصلى از اين « أمر بين أمرين » كه در كلام اهل بيت عليهم السلام تفسير قدر واقع شده است ، جز اين نباشد .
امّا چون فهميدن اين بر اكثر مردم متعسّر بود و متعذّر مىنمود ، لاعلاج آن بزرگواران در « أمر بين أمرين » امر به ايمان اجمالى فرمودهاند و گفتهاند كه مجمل بدانكه امرى است ميانهء دو امر و چنان كه عادت ايشان است در تعليم ناس از باب تشبيه و مجاز اين راز را در هر موضع به عبارتى بعيد گردانيدهاند و به مثل آنچه در خاتمه بيايد إن شاء اللَّه كه از بعضى احاديث ظاهر مىشود ، توطيه و تمهيد نمودهاند .
پس اگر ريشهء انديشه دقّت پيشهء تو را در آب صافى است ، نه در منجلاب بىانصافى ، بشناس قدر اين سخن را در قدر و تحقيق معنى « أمر بين أمرين » كه قدر در احاديث به آن تفسير شده است چنان كه در خاتمه بيايد ؛ چه به اين دقّت سخن در اين فنّ تا اين زمن به نظر من نرسيده است ، امّا چون « أمر بين أمرين » در قدر است ، از محلّ نزاع بهدر است و تمسّك به آن در محلّ نزاع بىثمر است .
نظر ادقّ مقتضى آن است كه حقّ تعالى را در فاعليّت و اصل صنعت به هيچ وجه