صلوات اللَّه عليه - روايت نموده كه حضرت - سلام اللَّه تعالى عليه - فرمود كه مگوييد كه واگذارد خداى تعالى عباد را به خودشان ، پس سست بگيريد امر الهى را و مگوييد واداشت مردم را بر امور . خدا را مستند به ظلم مكنيد ؛ و ليكن گوييد كه خير به توفيق خدا و شرّ به خذلان خداست و همه ، سابقِ در علم خداست « 1 » .
و در كتاب معاني الأخبار ابن بابويه ، حديث طويلى از عبداللَّه بن فضل هاشمى روايت كرده و آنچه از آن حديثْ موضع حاجت است ، اين است كه گفت : پس عرض كردم كه قول بارى تعالى :
« وَ ما تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ »
« 2 » و قول او - جلّ ذكره الأعلى - :
« إِنْ يَنْصُرْكُمُ اللَّهُ فَلا غالِبَ لَكُمْ وَ إِنْ يَخْذُلْكُمْ فَمَنْ ذَا الَّذِي يَنْصُرُكُمْ مِنْ بَعْدِهِ »
« 3 » . فرموده : هرگاه بكند بنده آنچه را خداى عزّوجلّ ، امر نموده به آن از اطاعت ، « كان فعله وفقاً لأمر اللَّه :
مىباشد فعل او موافق امر الهى ، و بنده به اين ناميده مىشود موفَّق . و هرگاه اراده كند بنده كه داخل شود در چيزى از معاصى [ و حائل شد ] خداى تعالى ميان او وميان آن معصيت ، پس ترك كرد بنده آن معصيت را مىباشد . ترك او آن معصيت را به توفيق خدا و وقتى كه « خلّى بينه و بين تلك المعصية : حائل نشد ميان او و ميان آن معصيت ، تا اينكه بنده مرتكب آن معصيت شد ، به تحقيق كه خذلان كرده او را خداى تعالى و يارى ننموده او را و توفيقش نداده « 4 » .
و در كتاب مذكور ، حبيب سجستانى از حضرت امام محمدباقر عليه السلام روايت كرده كه حضرت فرمودند : « به درستى كه در تورات مكتوب است كهاى موسى ! به درستى كه من خلق كردم تو را ، و برگزيدم تو را ، و قوّت دادم تو را ، و امر نمودم تو را به طاعت خودم ، و نهى كردم تو را از معصيت خودم . پس اگر طاعت من كردى ، اعانت نمودم تو را بر طاعت خودم ، و اگر معصيت من نمودى ، اعانت نكردم تو را بر معصيت خودم . اى موسى ! مراست منّت بر تو در طاعت تو مرا و مراست حجّت بر تو در
هامش
( 1 ) . الإحتجاج ، ص 206 .
( 2 ) . هود ( 11 ) : 88 .
( 3 ) . آل عمران ( 3 ) : 160 .
( 4 ) . معانى الأخبار ، ص 20 ، معنى الهدى والضلال والتوفيق والخذلان من اللَّه تبارك و تعالى .