تحقيق آن مدخليّت تمام دارد در بيان حادث بودن مشيّت و اراده و به واسطهء ذكر اين حديث شريف سخن به آنجا كشيد و از جمله مهمّات است ، پس باكى نيست كه در اينجا في الجمله متعرّض آن شده تا مُعين در فهم اين حديث باشد و في الجمله اطّلاعى به حقيقت اين مسألهء مهمّه به قدر فهم قاصر و مقتضى وقت حاصل شده باشد .
پس مىگوييم كه : شكّى و شُبههاى نيست در صحّت بَدا و اينكه ظاهراً اين از بديهيّات مذهب شيعه است و اينكه محقّق طوسى رحمه الله انكار صحّت اخبار بَدا كرده و گفته است كه : اين روايتى است كه حضرت صادق عليه السلام در باب فرزند خود اسماعيل فرمود كه بَدا شد و امامت منتقل به موسى بن جعفر شد و اين خبر واحدى است كه مفيد علم نيست و به آن عمل نبايد كرد ؛ و اين غفلت عظيمى است از اين محقّق ، بلكه آيات قرآنى و احاديث معصوميّه در اين معنى مستفيض ، بلكه متواتر است و از جمله آيات ، آيهء
« يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ »
« 1 » ، و آيهء
« هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ طِينٍ ثُمَّ قَضى أَجَلًا وَ أَجَلٌ مُسَمًّى عِنْدَهُ »
« 2 » است .
بلى اشكال در تحقيق معناى آن است و معنى بَدا در لغت ، ظاهر شدن چيزى است از براى كسى بعد از آن كه برو پوشيده بود ، كه در اصطلاح آن را پشيمانى گويند و شكّى نيست كه نسبت اين معنى به خداى تعالى غلط ، بلكه كفر صريح است و اينكه عامّه آن را به شيعه نسبت دادهاند افترا و بهتان است .
پس مراد معناى مجازى خواهد بود و در معناى آن سخنها بسيار گفته شده از محدّثين و متشرّعين شيعه و حكماى اسلام و غيرهم و مقام ، اقتضاى ذكر آنها نمىكند ؛ چون اين رساله گنجايش ذكر آنها را ندارد و گفتار در آنها هم پر نفعى ندارد و بعضى گفتهاند كه : بَدا همان نسخ است و اين قول را از سيّد مرتضى رحمه الله نقل كردهاند « 3 » ، يعنى اينكه حقّ تعالى در زمانى حكمى بفرمايد به عنوان اطلاق و ظاهر آن
هامش
( 1 ) . رعد ( 13 ) : 39 .
( 2 ) . انعام ( 6 ) : 2 .
( 3 ) . ن . ك : الفصول المختارة ، ج 2 ، ص 310 ؛ الشافي في الإمامة ، ج 1 ، ص 80 - 82 .