حيثيّت كه دنيا سجن و محلّ محنتها و بلاهاست از براى او ، پس بردن او از دنيا به دار رضوان و راحت ، صلاح او است ، پس بايد خداى تعالى آن را خواسته باشد از براى او ، پس وقتى كه مرگ به عمل آيد ، گويا بعد از تردّد بسيار به عمل آمده و حصول اين فعل را بعد از ملاحظهء آن دو معنى بسيار شبيه است به حصول فعل از شخص متردّد در طرفين .
و در اين مَحمل كه ذكر شد ضرور نيست فرض حالتى در جناب اقدس الهى كه از باب تردّد و ميل و امثال آن باشد ، بلكه همان وجه تسميهء مشابهت غايت به غايت است لاغير .
و دويّم اين است كه از براى جناب اقدس الهى در عوض اين معانى امور چند فرض شود در واقع كه مناسب و مشابه آنها باشد و تصوّر اين معنى به همين مىشود كه نقوش چند در الواح سماويّه نقش شود كه بعضى مجمل و بعضى مفصّل و بعضى مفيد تعلّق قصد به شىء على سبيل الإجمال و بعضى مفيد قصد على سبيل التفصيل و بعضى با تفصيل تامّ و بعضى ناقص و بعضى مفيد اراده و قصد و اتيان فعل بدون جزم و بعضى با جزم و بعضى با حتم كه در بعضى الواح ، مثلًا تعلّق نظر الهى به وجود وَلَدى از براى زيد في الجمله و در ديگرى به اينكه ايجاد مىشود و در ديگرى اينكه مثلًا آن پسر عمرو است و بعضى صفات او اين است و در ديگرى اينكه همهء صفات او اين و جاى او اين و عُمر او اين و در ديگرى اينكه : اى عمرو ، موجود شو ، كه از ما قبل لوح اخير ، حال تعلّق علم الهى به ايجاد شبيه به حال كسى است كه هنوز جازم نشده و اين الواح ما قبل اخير ، همگى لوح محو و اثباتاند و در هر يك امكان محو هست به اين نحو كه مشروط باشد آن حكم به شرطى كه آن شرط در لوح محفوظ ثابت است ، چنان كه بيان خواهيم كرد .
پس چنان كه اين نقوش دلالت بر حصول آن شىء دارند على سبيل التفاوت في الدلالة ، اسباب حصول آن شىء نيز هستند ، همچنانكه تصوّر و تفكّر و ترجيح و تقدير و تفصيل آن شىء را كه بندهگان مىخواهند بكنند و عزم و جزم در آن ، همگى
مجموعه رسائل در شرح احاديثى از كافى (فارسى) — صفحة 366
مساهمون: محمد حسين شمس الدين
ص٣٦٦