نسبت اصلاح را به كسى داده كه از داخل آن بيرون آيد و نسبت افساد را به كسى كه از خارج داخل شود در آن .
لا يدري للذكر خلقت أم للأنثى .
دانسته نمىشود كه آيا از براى تولّد حيوان نر خلق كرده شده است آن بيضه يا حيوان مادّه ، بلكه بيضهاى كه از آن حيوان نر متولّد مىشود در ظاهر و نظر به طبايع و صور نوعيّه مشابه و متشاكل است با بيضهاى كه متولّد شده « 1 » از آن حيوان مادّه ، و اصلًا اختلافى در ميانه آنها مفهوم نمىگردد .
پس اين هم نه به محض فعل طبايع بلكه به مشيّت جناب صانع است جلّ شانه .
تنفلق عن مثل ألوان الطوا و يس .
پس شكافته مىشود آن و بر مىآيد از آن مرغى با رنگهاى مختلفه با هم آميخته ، چون نقش و نگار الوان طاووسها كه متحيّر مىگردد از ملاحظه آن عقلها ، و كند مىشود از ادراك خصوصيّات آن فهمها ، با آن كه اجزاى آن بيضه مشابه و مشاكل بودند در صور نوعيّه و طبايع .
و پوشيده نيست كه انتقال از اين نحو مقدّمات به مطالب از جهت حدس مىشود و تفاوت اذهان ناس در باب حدس بسى واضح است .
پس ممكن است كه از راه اعجاز معلوم امام عليه السلام بوده باشد تحدس سائل به اين مقدمات ، و بنابر آن ايراد اين مقدّمات فرموده باشند هر چند ديگرى به اين مقدمات متحدّس نشود ، يا آن كه شرف مكالمه و حضور خدمت آن حضرت را دخلى در اين تحدّس بوده باشد و بعد از آن كه كار به غيبت انجامد آن حالت نباشد . پس اگر بعضى از اين مقدّمات در نظر جمعى از عقلا در حيّز منع باشد قصورى نخواهد داشت .
أترى لها مدبّراً ؟
پس خبر ده اى عبداللَّه كه آيا مىبينى تو هرگاه رجوع نمايى به وجدان خود از روى
هامش
( 1 ) . مىشود ( خ ل ) .