محمّد بن اسحاق خفّاف و او از رجال عامّه است امّا ميل و محبّتى به جانب اهل بيت عصمت عليهم السلام و روايت اخبار صدق آثار از ايشان مىنمايد ، « 1 » و راوى حديثى كه متضمّن ذكر فضل و ظهور كرامتى بر يد صادقين عليهم السلام است باشد مثل اين حديث شريف ، اگر بر مذهب مخالفين باشد بيشتر باعث اعتبار آن حديث مىشود چه فضل آن چيزى است كه اعداء به آن شهادت دهند . « 2 »
قال : إنّ عبداللَّه الديصانى سأل هشام بن الحكم .
گفت محمّد بن اسحاق به درستى كه عبداللَّه ديصانى - يعنى مايل از مذهب حقّ صريح و خارج از دين صحيح و تابع طريقهء فاسده ملاحده و پيرو معتقدات باطلهء دهريّة - پرسيد روزى از هشام بن الحكم .
و او از جلمه راويان امامين همامين ابى عبداللَّه جعفر بن محمّد صادق و ابى الحسن موسى كاظم عليهما السلام است . و علماء او را از اعاظم ائمّه علم كلام و اذكياء اعلام شمردهاند پيوسته به افكار ثاقبه و انظار صائبه تهذيب مطالب كلاميّة و ترويج مذهب حق اماميّه مىنمود ، و مباحثاتى كه با علماء عامه نموده بود و الزاماتى كه ايشان را داده مشهور و در كتب معتبره مسطور است . « 3 »
و مروى است از حضرت ابى جعفر جواد عليه السلام كه فرمود كه خداى تعالى بيامرزد هشام را كه بسيار اهتمام مىنمود در دفع شبهات مخالفين از اين فرقه ناجيه . « 4 »
و نقل شده كه روزى يحيى بن خالد برمكى در حضور هارون الرشيد عبّاسى از هشام پرسيد كه مرا خبر ده كه حق در دو جهت مختلف مىباشد ؟ هشام گفت نمىباشد ، باز يحيى گفت مرا خبر ده از دو كسى كه در حكمى از احكام دين نزاع و خلاف نمايند آيا هر دو محقّند يا هر دو مبطل يا يكى بر حقّ است و ديگرى بر باطل ؟
هشام گفت كه از جواب سؤال سابق معلوم شد كه جايز نيست كه هر دو محق باشند .
يحيى گفت كه پس مرا خبر ده از اين كه در مخاصمتى كه حضرت على و عباس بر سر
هامش
( 1 ) . جامع الرواة ، ج 2 ، ص 65 به جاى « خفاف » ، « خاصف النعل » دارد .
( 2 ) . الفضل ما شهدت به الاعداء .
( 3 ) . جامع الرواة ، ج 2 ، ص 313 .
( 4 ) . جامع الرواة ، ج 2 ، ص 313 ستون دوم .