و مروى است كه حضرت عسكرى عليه السلام نيز تنصيص به اين معنى نموده ، « 1 » و قريب به پنجاه سال وكالت ناحيهء مقدّسه به آن پدر و پسر بود ، « 2 » و آثار عجيبه بر يد ايشان جارى مىشد و توقيعات شريفه به دست ايشان ظاهر مىگرديد .
سيّم : شيخ ابوالقاسم حسين بن روح نوبختى كه شيخ ابو جعفر محمّد بن عثمان در وقت رحلت خود كه در ماه جمادى الاولى سيصد و چهار يا سيصد و پنج واقع شد در حضور رؤسا و اعيان شيعه گفته كه من مأمور شدهام از جانب آن حضرت عليه السلام كه وصيّت نمايم به او و او را وكيل ناحيهء مقدّسه گردانم ، « 3 » و جناب شيخ از اعقل ناس بود به اعتقاد مخالف و مؤالف . « 4 »
چهارم : شيخ ابوالحسن على بن محمّد سمرى رضى الله عنه كه آخر وكلاء ناحيه مقدّسه بود ، و شيخ ابوالقاسم در وقت وفات خود كه در ماه شعبان سيصد و بيست و شش واقع شد وصيّت به او نمود و او را قائم مقام خود گردانيد در امر وكالت ، « 5 » و شيخ ابوالحسن قدس سره در ماه شعبان سيصد و بيست و نه در مدينة السلام بغداد شش روز پيش از رحلت خود توقيعى از آن حضرت عليه السلام ابراز نموده به اين عبارت :
بسم اللَّه الرحمن الرحيم
يا على بن محمّد السمرى أعظم اللَّه أجر اخوانك فيك ، فإنّك ميّت ما بينك و بين ستّة أيّام فاجمع أمرك و لا تُوص إلى أحد فيقوم مقامك بعد وفاتك ، فقد وقعت الغيبة التامّة فلا ظهور إلّا بإذن اللَّه
هامش
( 1 ) . بحار الأنوار ، ج 51 ، ص 181 .
( 2 ) . بحار الأنوار ، ج 51 ، ص 352 .
( 3 ) . بحار الأنوار ، ج 51 ، ص 355 ؛ منتخب الأثر ، ص 396 و 397 .
( 4 ) . در اصل : « موافق » ( خ ل ) بود ؛ و نيز رجوع شود به بحار الأنوار ، ج 51 ، ص 356 .
( 5 ) . بحار الأنوار ، ج 51 ، ص 362 - 395 ؛ منتخب الأثر ، ص 400 .