تعالى ذكره ، و ذلك بعد طول الأمد و قساوة القلوب و امتلاء الارض جوراً ، و سيأتى من شيعتى من يدّعى المشاهدة قبل خروج السفيانى و الصحبة و هو كذّاب مفترٍ ، و لا حول و لا قوّة إلّا باللَّه العلي العظيم . « 1 »
يعنى اى على بن محمّد سمرى عظيم گرداند خداى تعالى اجر و ثواب برادران تو را در باب مصيبت وفات تو ، به درستى كه تو چشندهء مرارت مرگى ما بين اين زمان تا شش روز ديگر ، پس عزم كن بر كار خود و متوجّه آن باش و وصيّت مكن به احدى و وصىّ خود مگردان كسى را كه بوده باشد قائم مقام تو بعد از وفات تو ، پس به تحقيق كه به وقوع انجاميده است غيب تامّه - كه عبارت از غيبت كبرى آن حضرت عليه السلام است - پس نخواهد بود ظهور ما مگر بعد از دستور خداى - كه بلند مرتبه است ذكر او - و اين ظهور بعد از به طول انجاميدن روزگار و قساوت دلهاى تبهكار و پر شدن زمين از جور و جفاى اشرار خواهد بود ، و زود باشد كه بيايد از شيعهء ما كسى كه دعوى ديدن ما نمايد پيش از خروج سفيانى و اصحاب او . « 2 » و چنين كسى بسيار دروغگوى مفترى است ، و نيست قوّتى و نه توانايى بر كارى مگر به يارى خداى بلند مرتبه بزرگ .
و فوت شد شيخ ابوالحسن رضى الله عنه بعد از شش روز از ابراز اين توقيع و به انتها رسيد زمان غيبت صغرى و واقع شد زمان غيبت كبراى آن حضرت عليه السلام كه الحال ما در آنيم و از به دو آن تا اين سال ما كه هزار و يكصد و هشت هجرى است ، هفتصد و هفتاد و نه سال است كه منتظران طلوع آن آفتاب اوج هدايت ، و درىّ سپهر ولايت ، در فجر صادق يقين ، دور از ريب ، اجر و ثواب ايمان به غيب در مىيابند .
و بعضى مدّت زمان غيبت صغرى را شصت و نه سال گفتهاند بنابر آن كه مبدأ آن را از وقت رحلت حضرت امام ابو محمّد عسكرى عليه السلام گرفتهاند ، و آن در جمعه هشتم ربيع الأوّل سنه دويست و شصت واقع شد . « 3 »
روايت كرده شيخ كلينى قدس سره در باب اوّل كتاب توحيد الكافي « 4 » به سندى معتبر از
هامش
( 1 ) . منتخب الأثر ، ص 399 و 400 .
( 2 ) . مؤلف عبارت را اين طور خوانده : « قبل خروج السفيانى و الصحبة » امّا برخى ديگر « الصيحة » خواندهاند كه از علائم ظهور است .
( 3 ) . الكافي ، ج 1 ، ص 503 ؛ بحار الأنوار ، ج 50 ، ص 335 - 330 .
( 4 ) . الكافي ، ج 1 ، ص 79 ، ح 4 .