تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صافى در شرح كافى (فارسى) — صفحة 599

مساهمون:

ص٥٩٩
كن ؛ اينها همه شد تا مردمان دانند چون برخوردْ ايشان را آن فوت نماز ، كه چه بايدشان كرد ؛ نيست چنانچه مردمان جاهل مىگويند كه : چون كسى به خواب ، ترك نماز كرده باشد ، عاصى خواهد بود . و همچنان است روزه ؛ من بيمار مىكنم تو را در ماه رمضان و من صحيح مىكنم تو را ، پس چون شفا دهم تو را ، پس قضا كن روزه را . اصل : ثُمَّ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام : « وَكَذلِكَ إِذَا نَظَرْتَ فِي جَمِيعِ الْأَشْيَاءِ ، لَمْ تَجِدْ أَحَداً فِي ضِيقٍ ، وَلَمْ تَجِدْ أَحَداً إِلَّا وَلِلَّهِ عَلَيْهِ الْحُجَّةُ ، وَلِلَّهِ فِيهِ الْمَشِيئَةُ » . شرح : بعد از آن گفت امام جعفر صادق عليه السلام كه : و همچنان است چون نظر كنى در جميع چيزها - به معنى امرها و نهىها - نمىيابى هيچ كس را در تنگى ، به معنى اكتفا در تكليف به اصل قدرت ، بى وسعت در قدرت ؛ و مَعَ هذَا نمىيابى هيچ كس از مكلّفان را مگر آن كه حجّت الهى بر او تمام شده . و مر اللَّه تعالى را در هر كس خواهشى هست ؛ به معنى اين كه عمل بر وفق حجّت الهى و ترك آن به خواست الهى است ، چنانچه گذشت در باب بيست و پنجم . اصل : « وَلَا أَقُولُ : إِنَّهُمْ مَا شَاؤُوا صَنَعُوا » . ثُمَّ قَالَ : « إِنَّ اللَّهَ يَهْدِي وَيُضِلُّ » . شرح : مقصود ، دفع توهّمى است كه ناشى از حكم به وسعت در قدرت بندگان مىشود كه مبادا كسى توهّم تفويضِ اوّل يا دوّمِ معتزله كند ، كه مذكور شد در شرح عنوان باب سىام . يعنى : و نمىگويم كه : بندگان آنچه خواسته باشند پيش از وقت فعل ، البتّه مىكنند ، تا تفويض دوّمِ معتزله لازم آيد . بعد از آن گفت از براى دفع توهّم تفويضِ اوّلِ معتزله كه : به درستى كه اللَّه تعالى توفيق مىدهد و خذلان مىكند . اصل : وَقَالَ : « وَمَا أُمِرُوا إِلَّا بِدُونِ سَعَتِهِمْ ، وَكُلُّ شَيْءٍ أُمِرَ النَّاسُ بِهِ ، فَهُمْ يَسَعُونَ لَهُ ، وَكُلُّ شَيْءٍ لَايَسَعُونَ لَهُ ، فَهُوَ مَوْضُوعٌ عَنْهُمْ ، وَلكِنَّ النَّاسَ لَاخَيْرَ فِيهِمْ » .