تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صافى در شرح كافى (فارسى) — صفحة 511

مساهمون:

ص٥١١
ضمير ، راجع است به « أَنْفُس » يا به « أَشْيَاء » مىتواند بود كه وَبِالْإِرَادَةِ مَيَّزَ أَنْفُسَهَا فِي أَلْوَانِهَا وَصِفَاتِهَا اشارت باشد به اين كه بعد از خلق آب ، جدا كرد دو آب را از يكديگر ؛ يكى خوشگوار كه از آن بهشت و اهل طاعت خلق شود و ديگرى شورِ تلخ كه از آن جهنّم و اهل معصيت خلق شود ، چنانچه مىآيد در باب دوّمِ « كِتَابُ الْإِيمَانِ وَالْكُفْرِ » . الْأَقْوَات ( جمع « قُوت » به ضمّ قاف و سكون واو ) : ارزاقِ حيوانات . و اضافهء آن به ضمير « أَشْيَاء » از باب اضافهء جزء به كلّ است . عَرَّفَ به صيغهء ماضى معلوم باب تفعيل است به معنى نزديك كرد اوّل و آخرِ آنها را به هم ، چنانچه گويا كه هر كدام بوى ديگرى را ادراك كرد . مىتواند بود كه ذكر لِلنَّاسِ در تحت ذكر قَضَاء اشارت به اين باشد كه آدم و اولاد او مقصود اصلى از خلقِ مخلوقات‌اند و بعد از خلق اقوات ، مخلوق شده‌اند . الْعِلَل ( به كسر عين و فتح لام اوّلى ) : اسرار ، و مصالح در كارى . و آنها را علل غايبه مىنامند . الْأَمْر : كار ؛ و مراد اين جا ، عمدهء اسرار است كه ارسال رسل و تكليف براى ثواب و عقاب است . ذلِكَ اشارت است به مضمون « وَبِالْمَشِيئَةِ عَرَّفَ » تا آخر ، به اعتبار اين كه مشتمل است بر تدريج در آفريدن با وجود قدرت بر آفريدنِ جميع در كمتر از يك لحظه . يعنى : پس به علم ، دانست چيزها را پيش از حدوث آن چيزها . و به مشيّت ، بوى كَوْنِ عينى داد صفات چيزها و حقايق چيزها را . و به خلق آب ، تمهيد كرد براى آن چيزها پيش از ظاهر ساختن و احداث خصوصيّات آنها . و به اراده ، تمييز كرد صاحبان روح را با انواع آنها و صفات آنها . و به تقدير ، تدبير ارزاق خلايق كرد از جملهء چيزها و بويانيد اوّلِ چيزها را و آخر چيزها را ؛ به اين معنى كه نزديك كرد كه آخر به اوّل ملحق شود . و به قضا ، ظاهر ساخت براى مردمان ، مكان هر چيزى را از آسمان‌ها و ستارگان و عناصر و جبال و معادن و انهار و هدايت كرد مردمان را بر منافع آنها . و به امضا ، توضيح كرد اسرار خلق چيزها را كه براى همين زادن و زيستن و
صافى در شرح كافى (فارسى) — صفحة 511 | محمد حسين الدرايتي / ملا خليل بن غازي القزويني / حميد احمدى جلفايى