كَانَ أَوَّلًا بِلَا كَيْفٍ ، وَيَكُونُ آخِراً بِلَا أَيْنٍ » .
شرح : حَيَاةٍ حَادِثَةٍ ، از قبيلِ وضعِ لازم در موضعِ مَلزوم است و مراد اين است كه :
حيات كائنه في نَفْسِها ، در خارج نداشته ؛ زيرا كه اگر داشته مىبود ، حيات او حادث مىبود ؛ چه هيچ عارض ، واجبِ بِالذّات نمىتواند بود . و هر ممكنِ بالذّات ، حادث است ؛ زيرا كه به تأثير فاعل است و تعلّقِ تأثير به ازلى معقول نيست ، چنانچه بيان مىشود در حديث ششمِ باب بيست و دوم ، در شرحِ « وشَهَادَتِهِمَا جَمِيعاً بِالتَّثْنِيَةِ الْمُمْتَنِعِ مِنْهُ الْأَزَلُ » « 1 » .
كَوْنٍ ، با تنوين است . الْمَوْصُوف : بيان كرده شده ؛ و مراد اين جا ، مقدّر به مقدارى معيّن از زمان است . و نفىِ كَوْنِ موصوف ، به اعتبار اين است كه غير متناهى ، مجموع نمىدارد ، اذهان قاصر است از شناخت آن .
كَيْفٍ ، با تنوين است و عبارت است از كيفيّت ، كه بيان آن و تقسيم آن به دو قسم شد در شرح حديث ششمِ باب دوم .
الْمَحْدُود : احاطه كرده شده . و اين احتراز است از قسم اوّل از دو قسم كيفيّت .
أَيْن ( به فتح و كسر همزه ) دو جا ، به معنى حين است و آن با تنوين است . الْمَوْقُوف ( به قاف و فاء ) : محبوس . عَلَيْهِ ، نايب فاعلِ « مَوْقُوف » است و ضمير مجرور ، راجع به « أَيْن » است . و مراد اين است كه : اللَّه تعالى در غير آن نيست ، پس « مَوْقُوفٍ عَلَيْهِ » صفت كاشفه است .
مَكَانٍ با تنوين است و تفسير مكان گذشت در شرح عنوانِ اين باب ؛ و آن ، اعمّ از موضع است .
جَاوَرَ ( به جيم و راء بى نقطه ، به صيغهء ماضىِ معلومِ باب « مُفَاعلة » نعتِ « مَكَانٍ » است . الْمُجاورة : همسايگى .
شَيْئاً ( به فتح شين با نقطه و سكون ياء دو نقطه در پايين و همزه ) عبارت است از قدر مشترك ميانِ مكانى ديگر و آنچه در آن مكان ديگر است . و ذكرِ « جَاوَرَ شَيْئاً » براى
هامش
( 1 ) . الكافي ، ج 1 ، ص 140 ، ذيل ح 6 .