باشى در آنچه مىگويند ، فايده نمىرساند تو را دانش تو از شنيدن سخن ايشان ؛ زيرا كه هر چند كه موافق باشد ، باطل است ؛ چون از روى پيروى ظن است . و اگر نادان باشى در آنچه مىگويند ، در تو چيزى زياد نمىكند ، مگر اين كه نادانى را در تو پا بر جا كند ، بنا بر اين كه طبع آدمى ، بسيار مايل است به سخن گفتن از روى ظن . پس هر گاه شنود كه ديگرى گفت ، آن ميل ، قوىتر مىشود ، و اگر گويد ، نادانى پا بر جا مىشود در او . و ضررى ديگر اين كه شايد اللَّه تعالى در اين وقت ، فرود آورد بر آن جمع ، لعنتى كه باعث عذاب ايشان شود ، پس تو را نيز فرو گيرد آن لعنت با ايشان ، براى همنشينى ايشان .
[ حديث ] دوم
اصل : [ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ ، عَنْ أَبِيهِ ؛ وَمُحَمَّدُ بْنُ يَحْيى ، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسى جَمِيعاً ، عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ ، عَنْ دُرُسْتَ بْنِ أَبِي مَنْصُورٍ ، عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عَبْدِ الْحَمِيدِ ] عَنْ أَبِي الْحَسَنِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ عليهما السلام ، قَالَ : « مُحَادَثَةُ الْعَالِمِ عَلَى الْمَزَابِلِ خَيْرٌ مِنْ مُحَادَثَةِ الْجَاهِلِ عَلَى الزَّرَابِيِّ » .
شرح : روايت است از امام موسى كاظم عليه السلام گفت كه : هم زبانى با دانا به مسائل دين بر جاهاى سرگين ، بهتر است از هم زبانى با نادان بر فرشهاى مَخمل .
[ حديث ] سوم
اصل : [ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا ، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ الْبَرْقِيِّ ، عَنْ شَرِيفِ بْنِ سَابِقٍ ، عَنِ الْفَضْلِ بْنِ أَبِي قُرَّةَ ، عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام ، قَالَ : ] « قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه و آله : قَالَتِ الْحَوَارِيُّونَ لِعِيسى : يَا رُوحَ اللَّهِ ، مَنْ نُجَالِسُ ؟ قَالَ : مَنْ تُذَكِّرُكُمُ « 1 » اللَّهَ رُؤْيَتُهُ ، وَيَزِيدُ فِي عِلْمِكُمْ مَنْطِقُهُ ، وَيُرَغِّبُكُمْ فِي الْآخِرَةِ عَمَلُهُ » .
شرح : گفت رسول اللَّه صلى الله عليه و آله كه : گفتند خاصّان عيسى او را كه : اى جانِ اللَّه تعالى كه سوى خلايق فرستاده ! با كه همنشينى كنيم ؟
گفت كه : با كسى كه اللَّه تعالى را به ياد شما اندازد و ترساند شما را از اللَّه تعالى
هامش
( 1 ) . « ظ » : يُذَكِّرُكُم .